شفقنا افغانستان-غلام حضرت فرمانده نیروی طالب والقاعده در قندوز، از چهره های جدی و ذخیره شده به حساب می رفت که اکنون مأموریت «فتح» را به وی سپرده اند. دسته جات ازبک، چینی و تاجیکی نیز تحت فرمان وی قرار دارند. ماجرای قندوز به دلیل مذاکرات و تماس های فشرده بین ایران، امریکا، پاکستان و هند از سه ماه پیش به تأخیر افتاده بود. 
قندوز کلید فتح و کنترل صفحات شمال است. تجربه سال های «مقاومت» اثبات کرد که قندوز، وضع الجیش تعیین کننده است. گردش حوادث نشان میدهد که فرمول های عراق و سوریه در اراضی پیچ درپیچ افغانستان احتمالاً بهتر نتیجه خواهد داد. این ولایت، بارها دست به دست خواهد شد اما بازگرداندن ثبات پایدار آن هم به سود فرماندهان محلی تنظیمی در حکومت محلی و خارج از آن، دیگر یک رویای تاریخ زده است.
نبرد در قندوز، جنبه دراماتیک ندارد؛ زمینه های آن از سال ها پیش، هنگامی که هسته های جنگی از جنوب به شمال «منتقل» می شد؛ فراهم آمده بود. حامدکرزی و مارشال فهیم به طور کامل از ماجرا مطلع بودند و در یک مجلسی که (نگارنده) درسال 2009 در ارگ حضور داشتم، کرزی با نگرانی تصدیق کرد که هواپیما های خارجی، انتقالات مرموزی را از جنوب به شمال انجام می دهند. کرزی وفهیم می دانستند پس از 2014 مسأله «انتقال جنگ افغانستان» به ماوراء مرز ها شروع خواهد شد اما آنان به شرط باقی ماندن در قدرت ( پس از 2014) با این برنامه توافق داشتند. این چیزی بود که امریکایی ها آن را رد کردند.
شمال افغانستان ( حتی کل سرزمین افغانستان) درسیاست جهانی، یک مسیر عبوری است و قندوز، ترمینال نیروهایی به شمار میرود که قرار است سلسله جبال هندوکش را به سوی سه کشور ( ازبکستان، تاجکستان وقرغزستان) بگذرند. منطقه در اختیار طالبان قرار می گیرد. سپس هیولای داعش نفس زنان وارد معرکه می شود. درحال حاضر، راندن نیروهای «مجاهدین» از تمام گستره شمال در برنامه قید شده است. هنوز هیچ اشاره یی وجود ندارد که آیا گردش «فتح» مسیر خود را به سوی کابل عوض خواهد کرد یا آن که از قندوز به سوی وضع الجیش بسیار مهم پنجشیر برنامه خواهند کرد.
افراط گرایان آتش نفس از جمع باشنده های پنجشیر از ده سال به این سو درمناطق چترال و درواز بدخشان به طور قطعات منتظر جمع آوری شده است. ایرانی ها نسبت به پنجشیر فوق العاده حساس اند و سردار سلیمانی فرمانده سپاه قدس، ناگزیر است لنگر اصلی خود را از سوریه و عراق به این جا نیز در نظر داشته باشد.
قرار گزارش ها، انتظامات اردوی ملی ( یا قصدی یا سبوتاژ گرانه) در دفاع از قندوز چندان جدی نیست و منطقه اکثراً در دست ملیشه های محلی قرار داشته است که مردم از آن ها متنفر اند. نیروهای اردوی ملی به جای استفاده از سلاح سنگین و دور زن، طالبان را از داخل هلیکوپتر ها با تفنگچه های دستی هدف قرار می دهند. ازین قرار، بار اصلی جنگ به دوش «مجاهدین دولتی» می افتد. این تحرکات خطر جدی را متوجه نفوذ و بقای عطا محمد «نور» می سازد. وی دو انتخاب دارد: یا به فرمانده اصلی جنگ بدل شود یا آن که شمال را رها کند.
آیا می توان تصور که رقابت قدرت های بزرگ منطقه یی و جهانی، بر سر این که راه قندوز به سوی لشکرهای عبوری گشاده شود یا خیر، به یک نقطۀ اجماع نزدیک شده است؟ سیاست هندی ها برین اصل استوار است که پروژه عبور در اختیار دولت افغانستان ( خارج از صلاحیت های پاکستان) قرار گیرد. ترجمه این سیاست آن است که هندی ها باید در رهبری پروژه شامل باشند.
درهرحال، غربی ها برنامه را به خاطر قدرت های منطقه یی لغو نمی کنند. آن ها امتیاز می دهند و می گذرند. این پروژه به سرنوشت دنیای سرمایه داری و تمدن بشری رابطه دارد. پیشروی به سوی اهداف تعیین شده دست کم در داخل مرزهای افغانستان طبق نقشه و قرارداد راهبردی ادامه می یابد. اگر درین ماجرا، در معامله های پشت پرده، ایرانی ها و هندی ها سهم قابل قناعت را برای خود حاصل نکرده باشند، جنگ عبوری در قلمرو کنونی افغانستان سخت مغلق شده و سعی خواهند کرد تا هزینه گردش فرسایشی جنگ را برای امریکا بالا ببرند.
امریکا وانگلیس در تقابل با پول هند وایران، در افغانستان شکست میخورند. اما نباید ازین حقیقت چشم پوشید که امریکایی ها در محاذات کوهستانی آسیای میانه ( سلسله کوه های به هم چسبیده میان ازبکستان، قرغزستان وتاجکستان) فشار استراتیژیک بر روسیه را دو برابر می کنند. اقتصاد روسیه در برابر این فشار ( درصورت نداشتن حمایت مالی هند وایران) با شکست قطعی مواجه می شود.
هندی ها از مسیر «چاه بهار» مدت ها پیش برای مقابله احتمالی با اجندای انگلیس وامریکا سازوبرگ مقاومت و کارشکنی را شروع کرده اند. هندی ها خواستار کاهش نقش پاکستان در گسیل دسته جات خط شکن به شمال بودند و از بازسازی نقش پاکستان ( نظیرسال های جهاد و ظهور حرکت طالبان) به شدت هراسناک اند. نزدیکی احتمالی بین هند و ایران و حصول اطمینان از پایگاه جنگی روسیه در ولایت «تاجک خالتون» تاجکستان، محور جنگ را در داخل افغانستان حفظ خواهد کرد. این قضیه می تواند حکومت مرکزی کابل را با خطر سقوط رو به رو کند.
خط «چاه بهار» درمرحله بعدی توصل به «شمال»، دقیقاً از گره گاه کندز می گذرد. این خط، تجاری وامنیتی است و برای انگلیس وامریکا، رهبری پیروزمندانۀ وضعیت به نفع خود شان، تقریباً محال است؛ جز این که معامله یی صورت داده شود. برخی حلقات خاص تأیید می کنند که تماس های ایرانی ها و امریکایی ها درین زمینه تقریباً به طور مداوم جریان دارد.
جنگ کنونی، جنگ فشار های اقتصادی و تهدید های اطلاعاتی است نه فتح سرزمین ها برای دایم.
رزاق مامون
انتهای پیام
