شفقنا افغانستان- در حالی که حدود یک قرن از ورود روزنامه به افغانستان میگذرد اما فقط در یک دهه اخیر فرصتی برای گسترش این فرهنگ در افغانستان فراهم شده که به اعتقاد برخی، با توجه به عدم زمینهچینی لازم، ممکن است تعدد رسانه به یک تهدید مبدل شود.
رشد غیر قابل تصور رسانههای دیداری، شنیداری و نوشتاری از جمله مواردی است که در 10 سال گذشته در افغانستان دیده میشود.
در کنار ایجاد صد ایستگاه رادیویی، 30 ایستگاه تلویزیونی و 20 روزنامه صدها هفتهنامه، ماهنامه و فصلنامه با تفکرات متفاوت و متنوعی ظهور کردهاند اما تنها رسانههای دیداری و شنیداری توانستهاند در میان اقشار مختلف مردم جایگاهی برای خود باز کنند.
بیسوادی و پائین بودن سطح فرهنگ مطالعه در میان افغانستانیها باعث شده است که در سالهای اخیر رسانههای نوشتاری جایگاه ویژهای در میان مردم افغانستان نداشته باشند.
از سوی دیگر توزیع و انتشار رسانههای نوشتاری به پایتخت و شهرهای بزرگ افغانستان محدود شده و ولایتهای کوچک افغانستان هنوز از این نظر فقیر هستند.
فرهنگ روزنامهخوانی در حال رشد است
این که در یک دهه اخیر فرهنگ روزنامهخوانی تا چه حد رشد داشته و تا چه اندازه توانسته بر افکار عمومی مردم افغانستان تأثیر بگذارد سئوالی است که در اینجا مطرح میشود.
«شاهحسین مرتضوی» روزنامهنگار افغانستانی در همین راستا معتقد است: در 10 سال اخیر فرهنگ روزنامهخوانی در افغانستان رشد قابل ملاحظهای داشته و افزایش رسانههای چاپی این ادعا را ثابت میکند.
وی در ادامه گفت: با وجود این که آمار بیسوادی در افغانستان بالا است و بسیاری از مردم افغانستان بیسواد هستند اما قشر دانشجو و آنانی که توان خواندن دارند، مطالب روزنامهها را مرور میکنند.
گسترش فرهنگ روزنامهخوانی وابسته به کیفیت رسانههای نوشتاری
روزنامه و هفتهنامههایی که در افغانستان منتشر میشوند از سوژههای بسیار ضعیف برای جذب مخاطب استفاده میکنند و در کنار این که این نشریهها از ادبیات به روز نشده رنج میبرند، طراحی و رنگآمیزی آنها هم فاقد دید و نگاه هنری و زیباییشناختی است.
«محمد راستکار» که از شهروندان کابل است و همواره رسانههای چاپی افغانستان را مرور میکند، معتقد است: در روزنامهها تیتر، محتوا، تنوع، ادبیات و ویرایش، پرداختن به مطالب، نحوه طراحی و از همه مهمتر صداقت از مهمترین مواردی است که مخاطب را به سوی خود جلب میکند اما رعایت این موارد در رسانههای افغانستان کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
روزنامههای دولتی عقبماندهتر از روزنامههای خصوصی
در حالی که روزنامههای دولتی افغانستان سابقه طولانیتری در مقایسه با رسانههای خصوصی این کشور دارند اما این رسانهها به دلائل مختلف از جمله تجربه نظامهای مختلف رسانهای و محافظهکاری، تنها در میان کارمندان ادارات دولتی طرفدارانی دارند.
در مقابل، رسانههای خصوصی با وجود مشکلات زیادی که دارند توانستند با راه یابی در ادارات دولتی، نهادهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی طرفداران زیادی به سوی خود جذب کنند.
وضعیت روزنامههای انگلیسی زبان در افغانستان
در کنار رسانههایی که به زبانهای ملی افغانستان مطلب چاپ میکنند، 3 روزنامه انگلیسی زبان نیز در این میان فعالیت دارند که مخاطب این روزنامهها را منابع خارجی به ویژه سفارتخانهها تشکیل میدهد.
روزنامههای انگلیسی زبان خوانندگان چندانی ندارند و فقط برای تعدادی از دانشجویان که علاقه به آموزش زبان انگلیسی دارند، مفید است.
نقش روزنامهها در اطلاع رسانی عمومی
رسانهها به صورت عموم و روزنامهها به طور خاص باید بازتاب دهنده درد و رنج یک ملت باشند و از طرف دیگر باید سیاستها و کاستیهای دولت را منعکس کنند تا مردم از همه چیز آگاه شوند.
مرتضوی با بیان این که روزنامهها و رسانهها در اطلاع رسانی مردم از جایگاه بالایی برخوردار هستند، گفت: اطلاع رسانی به مردم رسالت روزنامهها است و آنها میتوانند، نقش خوبی در اطلاعرسانی به مردم داشته باشند.
دلیل سیاستزدگی روزنامهها در افغانستان
روزنامههای افغانستان با گذشت 10 سال هنوز هم آن طور که باید توجه مردم را به سوی خود جلب کنند، نکرده اند.
فانوس معتقد است: بحرانهای سیاسی افغانستان متأثر از موضعگیری احزاب و نهادهای سیاسی افغانستان است و این در حقیقت سیاستزدگی رسانهها را نشان میدهد.
مرتضوی خاطرنشان کرد: عدم حرفهای بودن و تخصص میان روزنامهنگاران افغانستانی باعث شده است تا روزنامهها سیاست زده شوند.
فرصت یا تهدید؟
امروزه هیچ تردیدی در خصوص اهمیت و نقش مستقیم و تاثیرگذار مطبوعات و رسانه های جمعی در عرصه های مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی افکارعمومی جهانی وجود ندارد.
این یک ضرورت و واقعیت تجربه شده و در عین حال علمی است که مطبوعات و رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی، نه تنها تهدیدی برای دولتهای دمکراتیک و برآمده از رای مردم به شمار نمیآیند، بلکه یک فرصت بزرگ محسوب می شوند.
امروز در جامعه افغانستان برخورداری از رسانه مستقل و پرسشگر میتواند به عنوان یک سوپاپ اطمینان، نقش ویژهای در امنیت و پیشرفت و توسعه این کشور بازی کرده در رفع تهدیدات سیاسی و فرهنگی و مشروعیتی نقشی مهم ایفاء نماید، و در عین حال مانع از انباشت مطالبات بدون پاسخ مردم در لایههای اجتماع، و تبدیل آن به یک تهدید و شورش اجتماعی گردد.
اما در مقابل این خاصیت بزرگ، چنانچه به هر میزان از نقش و اهمیت رسانههای مستقل کاست و بر ضرورت دولتی بودن و در چارچوب ماندن آنان افزود، این تعداد رسانه در جامعه امروز افغانستان، نه تنها سودی به حال مردم نخواهد داشت، بلکه هزینههای بسیاری برای گردانندگان آن تحمیل خواهد کرد که در نهایت راهی جز حذف از گردونه رقابت رسانهای برای آنان نخواهند ماند.
انتهای پیام

