مهاجرت علاوه بر پیامدهای مثبت، پیامدهای منفی نیز دارد که ابتدا بر روی روان و سپس بر شخصیت فرد تاثیرگذار خواهد بود.
به گزارش شفقنا افغانستان به نقل از نشریه دانشجویی سرک،صدیقه یعقوبی کارشناس علوم سیاسی در یادداشتی به آثار مثبت و منفی مهاجرت پرداخته و دراین نکته را متذکر شده است که مهاجرت بر شخصیت و رفتار فرد اثر میگذارد.
در این یادداشت آمده است: مهاجرت به معنای جابهجایی مردم از مکانی به مکانی دیگر برای کار یا زندگی می باشد. مردم معمولاً به دلیل دور شدن از شرایط یا عوامل نامساعد مانند فقر، کمبود غذا، بلایای طبیعی، جنگ، بیکاری و کمبود امنیت می باشد دست به مهاجرت میزنند و سپس به آسیبهای روانی مهاجرت اشاره میشود.
مهاجرت راهی برای درامان ماندن از بلا
انسانها در رویارویی با بلاهایی مانند قحطی و خشکسالی و مصائب ساخته دست بشر مانند جنگ، بیعدالتی، ظلم و ستم یا شرایط نامساعد اقتصادی و اجتماعی نظیر فقر و بیکاری آوارگی، پناهندگی یا مهاجرت را انتخاب میکنند.
آنان در جستجوی امنیت جسمی، روانی، اجتماعی که حق مسلم یک انسان است و یا در پی یافتن کار و ارتقای کیفیت زندگی و با تمام وابستگیهایی که به خانه و زادگاه خود دارند از سرزمین مادری خود خارج میشوند.
در بسیاری موارد به ویژه از لحاظ روحی و روانی، آسیبها و یا تحولات منفی که برای شخص پناهنده و مهاجر روی میدهد قابل جبران نیست. البته عمق این آسیب ها در مواردی است که محیط جدید برای انسان مهاجر یا پناهنده به لحاظ فرهنگی، اجتماعی، آیینی و خصوصیت های اخلاقی متفاوت باشد.
مهاجران، سردر گم و بلاتکلیف
در این صورت ذهن و فکر و روان انسان پناهنده آسیب وارد شده و ضربههای شدید روحی، عاطفی و فرهنگی را پذیرا میشود. در حدود چهار تا پنج میلیون نفر مهاجر افغانستانی وجود دارند که اکثر آنها، در کشورهای همسایه و تعدادی هم در کشورهای دور به ویژه قاره اروپا و استرالیا در عالم مهاجرت به سر میبرند. در کشورهای یونان، ترکیه، اندونزی بیشتر این مهاجران در سردرگمی و بلاتکلیفی زندگی میکنند.
مهاجران کشورهای اروپایی به دلیل تفاوت فاحش فرهنگی و مذهبی بیشتر آسیبهای روانی میبینند، اما زمانی که فرهنگها نزدیک به هم باشد، طبیعتا آسیب کمتری خواهد داشت. ایران و افغانستان تشابهات فرهنگی، مذهبی، زبانی و…را نسبت به کشورهای دیگر دارند.
با تمام مشابهت ها، هجرت از سرزمین مادری و پناهجویی در سرزمین جدید با بیم ها و امیدهای ناشناخته ای همراه است. به طبع همه پناهندگان فشار روانی را تجربه میکنند. شرایط متفاوت فرهنگی، محدودیت منابع و امکانات برای مهاجر، مسائل سیاسی و اجتماعی کشورهای مهاجرپذیر ازجمله مشکلات مهاجران و پناهندگان است.
مهمترین نگرانی مهاجران
نگرانیها و ترسهای زیاد مهاجران آنها را مجبور کرده با مشکلات فراوانی کنار بیایند. اکثر پناهندگان در اندیشه از دست دادههای خود هستند، مهمترین نگرانی آنها آینده فرزندان است.
احساس تنهایی، افسردگی، کسالتهای روحی و افت شدید انگیزهها و آرمانها برای ادامه حیات و در نتیجه گوشهگزینی از نخستین پیامدهای آن است.
پس از تغییرات روحی و روانی، تغییرات در رفتار فرد صورت میگیرد که از تغییرات روحی و روانی فرد به حساب می آید. در این دوران هنجارهای گذشته در معرض هجوم فرهنگ جدید قرار میگیرد، ناهنجاریهای رفتاری در فرد پناهنده بروز میکند و باعث شکل گیری شخصیتی میشود که این ویژگیها در آن جایگزین می شود.
گوشهگیری و انزوا، عصبانیت و پرخاشگری، افسردگی، ناامیدی و یأس، مشکل در خوابیدن، بی اعتمادی، ترس درونی از اجتماع بیهویتی و مشکلات روانی برای مهاجران به وجود میآید.
تغییرات رفتاری در مهاجران
مسائل پیش امده را از دو نظر میتوان بررسی کرد؛ عواملی که در کشور میزبان وجود دارد، مانند اینکه در موارد بسیاری دیده شدهاست مهاجرانی که در کشور دیگری رشد و تحصیل نمودهاند حتی وقتی به افغانستان بر میگردند با مشکلات بسیاری رو به رو می شوند .
این موارد باعث سازگاری یا عدم سازگاری فرد با شرایط کشور میزبان میشود، البته این مشکلات در افرادی که محیط کشور میزبان، زادگاهشان است، بیشتر جلوه میکند.
برای مثال کودکانی که درکشور میزبان رشد و نمو به اصطلاح نسل دوم گفته میشوند و چون پیش زمینه ذهنی از افغانستان ندارند، نیاز به سازگاری با محیط کشور میزبان دارند و اگر این نیازشان درست از سوی جامعه برآورده نشود دچار تعارض شخصیت میشوند.
نکته ای که قابل ذکر است، نیازهای خانواده ممکن است جوانان مهاجر را زودتر از موقع مقرر مجبور به ایفای نقش بزرگسالان کنند و برای تامین معاش خانواده کارهای سختی را تحمل کنند.
در برخی از کشورها امکان کار و فعالیت برای مهاجران از نظر دستمزد و شرایط کاری با کارگران بومی یکسان نیست چرا که ساعات بیشتری کار میکنند که از تسهیلات کمتری هم برخوردار هستند.
تبادل فرهنگی نکته مثبت مهاجرت
این فشارهای روانی نه تنها به سرپرست خانواده بلکه به سایر اعضا انتقال پیدا میکند، از آنجایی که مشکلات موجود در افغانستان که عمدتا؛ بیکاری و فقر از عوامل بزرگ مهاجرت عنوان شده است؛ اساسا همه چیز در کنار زاویه های منفی؛ حسنهای خوب را نیز دارد.
هر چند مهاجرت چه به شکل قانونی یا غیر قانونی آن در کشور افغانستان تبدیل به یک معضل کلان اجتماعی شده است؛ اما روی همرفته در خلال مهاجرت مراودات و تاثیرپذیری و تاثیرگذاری فرهنگی صورت می گیرد که در نهایت با رخنه برخی از عوامل فرهنگی بیگانه؛ این موضوع باعث رشد و تعالی و نیز رنگارنگی فرهنگی میشود.
انتهای پیام

