شفقنا افغانستان – در آستانه بیست و هشتمین سالگرد شهادت استاد عبدالعلی مزاری، محمد موسی جعفری در یادداشتی با اشاره به اوضاع کنونی کشور، بازخوانی اندیشه شهید مزاری را برای عبور از این بحران حیاتی خواند.
وی نوشت: تاریخ معاصر ما تاریخ نبردها، چالش ها و کشمکش های سیاسی و اجتماعی و آسیب های عمیق ناشی از آن است. اما از جانب دیگر، بحران های سیاسی واجتماعی منشاء بازاندیشی، واکنش و طرح نو در جوامع نیز به شمار می روند.
البته به ندرت می توان طرح و اندیشه ای بومی (indigenous) متناسب با درهم تنیدگی های قومی- مذهبی و شاخصه های اجتماعی افغانستان یافت.
نخبگان سیاسی و صاحبان قدرت در کشور در ادوار مختلف بیشتر حاملان پکیج های ایدئولوژی بودند که علی رغم الهام گیری و حمایت های بیرونی هیچگاه نتوانستند و یا نخواستند در شرح و بسط ایده های شان توفیقی حاصل کنند و حکومتی فراگیر و مردمی شکل دهند.
در این برهوت اندیشه و فقر ایده، گفتمان عدالت اجتماعی و وحدت ملی استاد مزاری طرح واقع بینانه ای را پایه گذاری می کند که زندگی مسالمت آمیز در جغرافیای افغانستان را برای همه ساکنان آن میسر می سازد.
از دید وی وحدت ملی تا زماینکه حقوق شهروندی و تکثر قومی و مذهبی به رسمیت شناخته نشود و ملاک عمل قرار نگیرد، تحقق نمی یابد.
وی به طور صریح مخالفت با تمرکز قدرت را مطرح می کند و برای تمرکززدایی قدرت طرح فدرالیسم را به عنوان یک راهکار عملی در نظر دارد.
ظلم تاریخی به حقوق زن در افغانستان را نادیده نمی گیرد و مشارکت سیاسی فعال زنان در آینده سیاسی افغانستان را راهکاری برای تضمین حقوق آنها می داند و همچنین رشد اگاهی جمعی کلید واژه انقلاب فکری و فرهنگی استاد مزاری است. این ایده ها به طور شفاف مطرح شده است و مهمتر اینکه برای تحقق آن مسیر مقاومت و شهادت برگزیده شده است.
واقعیت ها و گزاره های کلیدی که در اندیشه استاد مزاری تبلور یافته است، می توانست در دو دهه دموکراسی به قوام و تحکیم جمهوریت کمک کند اما متاسفانه هیچ کدام از این گزاره ها به مساله دموکراسی در افغانستان تبدیل نشد و تبعیض، تعصب و فساد شاکله اصلی جمهوریت را تشکیل داد و فرصت های مهمی از دست رفت.
18 ماه از حکومت امارت اسلامی نیز سپری می شود و باز هم مشهود است، این ره که می رویم به ترکستان است و سالهای آشوب تداوم خواهد یافت.
در چنین شرایطی بازخوانی اندیشه های استاد مزاری اهمیت مضاعف می یابد. زیست مشترک ما نیازمند درک متقابل، پذیرش واقعیت های سیاسی و اجتماعی و تحقق عدالت اجتماعی است در غیر اینصورت رژیم ها می آیند و می روند اما ثبات و همبستگی ملی رویایی بی حاصل خواهد بود.
