شفقنا افغانستان – خداداد اسماعیلی کارشناس ارشد حقوق در یادداشتی که در اختیار شفقنا قرار داده است با اشاره به کودتای 7 و 8 ثور 1371 شمسی در تاریخ افغانستان را روز سیاه مردم افغانستان خواند.
وی در این یادداشت آورده است: چهار و نیم دهه جنگ و خونریزی در افغانستان نشان داد، که حکومت های کپی برداری ، در کشور امکان ندارد؛ باید رو آورد به یک حکومت برخواسته از دل تودههای جامعه بر اساس رأی مردم و احترام به حقوق کليه اقوام کشور.
از کودتای ۷ ثور تا امروز مردم انواع نظام ها را تجربه کرده است، اما هیچ کدامشان برخواسته از دل جامعه و براساس رأی مردم نبوده است؛ نظام کمونیستی، نظام اسلامی و نظام جمهوریت:
۱- اولین حکومت خلق و پرچم کمونیستی، که با شعار کارگران زحمت کش و ایجاد نظم اجتماعی و اقتصادی مبتنی بر برابری به وجود آمده بود، میلیون انسان را به شیوه مختلف زندان و قتل عام کردند.
۲- دومین حکومت در این چهارو نیم دهه روی کار آمد، حکومت اسلامی مجاهدین بود، که با عدم توجه به رسومات و نادیده گرفتن حقوق کليه اقوام ساکن در این کشور، باعث بروز جنگ های داخلی شد، و از دل آن گروه تروریستی به نام طالبان ظهور کردند.
۳- سومین تجربه، نظام جمهوریت بود، که پایه های آن در «بن» آلمان گذاشته شد، بر گرفته از نظام دموکراسی غرب بود، که در آن سفاد و فحشا به اوج خود رسیده بود، هیچ کجاش به نظام دموکراسی مبتنی بر آزادی غرب نبود .
در این چهارو نیم دهه حکومت های مختلف و گوناگون را مردم افغانستان تجربه کردند، اما هیچ کدامشان برخواسته از دل جامعه و مردم افغانستان نبود، و هیچ کدامشان به خواسته های مردم افغانستان توجه نکردند.
هر کدامشان کپی برداری از نظام های بود، که مجریان شان شناخت درست از آن نداشت، فقط طوطی وار یک سری کلمات و جملات آن را تکرار می کردند.
نظام کمونیستی که شعار کارگران زحمت کش می دادند، هیچ وقت به دنبال حذف دیگر تودههای جامعه نبود، بلکه برابری اجتماعی و اقتصادی می خواست؛ اما حکومت کمونیستی افغانستان مردم و ملا ها را به شیوه های عجیب و غریب قتل عام می کردند، که تاریخ به خود ندیده بودند.
و دیگر اینکه نظام اسلامی بود، که در آن از برابری و برادری حرف زده می شد، این نبود، که در آن حقوق برخی بیشتر و برخی کمتر باشه، یا در آن برادر بزرگتر و بردار کوچکتر باشد، در نظام اسلامی هیچ فرق بین سیاه و سفید نیست. اما در نظام اسلامی که مجاهدین ایجاد کرده بود، هیچ کجاش به حکومتی اسلامی از نظر اسلام سازگار نبود و نیست، که در آن زنان نباشه و اقوام و مذاهب حقوق شان به رسمیت شناخته نشود؛ این نظام بجای نظام اسلامی، بیشتر شباهتش به حکومت شبه جزیره عرب در زمان جاهلیت داشت و دارد .
و در آخر دوهه حکومت به اصطلاح دموکراسی غرب بود، که نه در آن آرای مردم اعتبار داشته و نه در آن حقوق اقوام در نظر گرفته می شد، در آن تنها از آزادی و دموکراسی غرب ، برهنگی و بی بندوباری اش نصب مردم ما شده بود.
حکومتی در کشور پايدار می ماند که متکی بر رای و اراده مردم، تمام اقوام ساکن در کشور خود را شریک و صاحب بداند.
خداداد اسماعیلی
