شفقنا افغانستان – حزب جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری صلاحالدین ربانی و جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود، جدایی خود را از مجمع ملی برای نجات افغانستان اعلام کردند و این مجمع مخالفان طالبان درست چند ماه پس از تشیکل، دچار فروپاشی جدی شد.
به گزارش خبرگزاری شفقنا افغانستان، این دو جریان سیاسی در یک اعلامیه مشترک گفتهاند که از آغاز تشکیل این مجمع «ملاحظات سیاسی و تخنیکی» در مورد آن وجود داشت که با متحدان، مؤتلفان و بزرگان افغانستان شریک شد.
آنان در اعلامیهی خود گفتهاند: «ما با احترام به تلاشهای اعضای محترم مجمع یادشده، همزمان با تأسيس آن، نگرانی های خویش را در ارتباط به ساختار، پالیسیها و روش مدیریتی-کاریِ آن، ارایه نمودیم. از دید ما عدم رعایت ملاحظات یادشده به نفع مردم و تقویت جریانها و سازمانهای مطرحِ مخالف طالبان نمیباشد. »
در این اعلامیه افزوده شده است: «حالا که نگرانیهای مردم نیز بیشتر شده است، ما ضمن آرزوی موفقیت برای اعضای محترم این مجمع و تلاشهای آنان، اعلام میداریم که مبانی موردنظر، از طریق مجمع ملی برای نجات افغانستان، به دلایل سیاسی و تخنیکی و واقعیتهای امروزی حوزهی مردمی ما قابل حفاظت نیست و ما شامل هیچ تصمیم این نهاد و گزینش های آن نبوده و نیستیم.»
جبهه آزادی افغانستان نیز با نشر یک اعلامیه، عضویت خود در این مجمع را رد کرده و خواستار نشر لیست اعضای این مجمع شده است تا از اذهان عامه روشن شود.
پیش از این حزب ملی آزادی افغانستان به رهبری رحمت الله نبیل، نیز از عضویت خود در این مجمع به دلیل تفاوت کلیدی در اهداف، انصراف داده بود.
«کلید مشکل در کجاست؟»
اختلافات در مجمع ملی برای نجات افغانستان زمانی تشدید شد که این مجمع، محمد عمر داوودزی، وزیر داخله پیشین و از چهرههای سیاسی پشتونتبار را بهعنوان «رییس اجرایی» خود معرفی کرد.
تعیین آقای داوود زی بهعنوان رییس اجرایی مجمع ملی نجات، با توجه به پیشینه سیاسی او، با انتقادات گسترده مواجه شد.
بسیاری از هواداران حزب جمعیت اسلامی افغانستان و جبهه مقاومت ملی افغانستان که از جریانهای عمده تاجیکهای افغانستان هستند، از این دو جریان به شدت انتقاد کردند و گفتند که چرا اجازه دادهاند داوود زی به عنوان رییس اجرایی مجمع تعیین شود.

عبداللطیف پدرام، رهبر حزب کنگره ملی افغانستان محمد عمر داوود زی را «یک شوونیست معلومالحال و شناختهشده» خواند و از حزب جمعیت و جبهه مقاومت ملی انتقاد کرد که چرا به این فرد رأی دادهاند تا رییس اجرایی مجمع شود.
او اما امر ناشی از ضعف سیاسی حزب جمعیت و جبهه مقاومت دانست و با اشاره کنفرانس بن گفت که آنان باردیگر با فشار قدرت سیاسی بیرونی، به «رهبری یک پشتون» در افغانستان راضی شدهاند.
چنین انتقادهای در نهایت این دو جریان سیاسی متعلق به تاجیکهای افغانستان را مجبور کرد که از مجمع ملی برای نجات افغانستان برای حفظ پایگاه و وجهه سیاسی خود، جدا شوند.
محمد عمر داوود زی در بیست سال اخیر در افغانستان نقشهای مختلف به عهده داشته است؛ از ریاست دفتر حامد کرزی تا وزارت داخله و رییس اجرایی شورای عالی صلح و ریاست کارزار انتخاباتی اشرف غنی.
او در جریان فعالیت سیاسی خود به صورت گسترده متهم به پشتونگرایی، تلاش برای فروپاشی ائتلافهای سیاسی غیر پشتونها و تضعیف قدرت سیاسی آنان و لابیگری برای سازش با طالبان است.
اکنون نیز گزارشهای وجود دارد که او در تلاش است میان مخالفان طالبان و سراجالدین حقانی سازشی برقرار کند تا از این طریق هبتالله آخوندزاده از قدرت کنار زده شود و در افغانستان یک حکومت ائتلافی به رهبری سراجالدین حقانی و شمولیت سایر اعضای ارشد طالبان شکل گیرد.

چنین رویکرد، با اصول مبارزاتی و سیاسی اغلب جریانهای سیاسی غیر پشتون افغانستان در تضاد است و آنان در حال حاضر برای آینده افغانستان خواستار تغییر ساختار سیاسی و بنیادهای اساسی اداره کشور هستند تا قدرت به صورت عادلانه و متوازن میان تمام اقوام تقسیم شود.
«مجمع ملی برای نجات افغانستان چگونه شکل گرفت؟»
مجمع ملی برای نجات افغانستان که اعضای آن عمدتاً اعضای شورای عالی مقاومت ملی برای نجات افغانستان است، در ماه قوس سال پیش خورشیدی از طریق یک نشست مجازی اعلام موجودیت کرد.
اعضای این مجمع در یک اعلامیه گفتنمد که آن را برای «هماهنگی، همبستگی و اتحاد بیشتر» میان گروهها و جریانهای سیاسی مخالف طالبان و ایجاد یک «چتر سیاسی بزرگ»، تشکیل دادهاند.

بر اساس اعلامیهی این مجمع، ۳۲ حزب سیاسی، نهاد و شورا، از جمله حزب جمعیت اسلامی افغانستان به رهبری صلاحالدین ربانی، حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری محمد کریم خلیلی، حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان به رهبری عبدالرشید دوستم، حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به رهبری محمد محقق، حزب عدالت و آزادی افغانستان به رهبری سرور دانش، حزب ملی آزادی افغانستان به رهبری رحمتالله نبیل و جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود، عضویت آن را دارا بودند.
اعضای این مجمع در «میثاق» خود گفته بودند که آن را برای پایان بخشیدن به بحران کنونی، ایجاد شرایط مطلوب، مبارزه با تروریسم و افراطگرایی، انتقال حاکمیت به مردم، تدوین و تصویب قانون اساسی جدید، تغییر نوع و ساختار نظامی سیاسی آینده، ایجاد دولت ملی مدرن عدالت محور، ترویج رقابت سیاسی سالم، تحقق توسعهی پایدار و متوازن و بازگرداندن جایگاه افغانستان در سطح منطقهای و بینالمللی، ایجاد کردهاند.
آنان گفته بودند که این مجمع «با درک نتایج و پیآمدهای زیانبار جنگ و گردش خونین قدرت، ترجیح میدهد بحران کنونی از طریق مذاکرات سازنده و گفتوگوی ملی به ابتکار نیروهای سیاسی داخل و خارج افغانستان حل شده و به آن پایان داده شود.»
این مجمع افزوده بود، در صورتی که طالبان خواستههای مردم افغانستان را بپذیرند، از مذاکرات صلح با این گروه تحت نظارت و میانجیگری سازمان ملل متحد و یا مکانیزمهای قابل قبول دیگر، استقبال میکند.
این مجمع تأکید کرده بود که اگر طالبان از پذیرش خواستههای مردم و تلاشهای صلحجویانه سرباز زنند، وارد مرحلهی دوم برنامهی عمل خود میشود و اقداماتی چون اعلان دولت انتقالی در تبعید، گسترش مقاومت سازمانیافته و روشمند در مناطق مختلف، تلاش برای اجرای نافرمانی مدنی از سوی شهروندان، تلاش برای شناسایی طالبان بهعنوان رژیم تروریستی و حامی تروریسم، اعمال تحریمهای بیشتر علیه رهبران طالبان و جلوگیری از سفر آنان و برنامهریزی و هماهنگی برای قیام ملی در همکاری با جناحهای ناراضی داخلی طالبان را روی دست خواهد گرفت.

با این حال، این مجمع بدون اینکه عملکرد مؤثری از زمان تشکیل تا اکنون داشته باشد، دچار فروپاشی شده است و مسیر مبارزات مخالفان طالبان را با چالشهای جدی مواجه کرده است.
به نظر میرسد که مخالفان سیاسی طالبان به دلیل اختلافات شدید سیاسی ناشی از منافع قومی و عدم توافق بر سر تأمین حقوق عادلانه همه اقوام در آینده افغانستان، نمیتوانند متحد شوند.
پیامد دردناک چنین وضعیتی این است که این اختلافات به نفع حاکمیت طالبان تمام میشود و باعث تداوم سلطه این گروه بر افغانستان خواهد شد.
