شفقنا افغانستان- در خیابانهای باریک و خاکی حومه هرات، زنانی با دستانی خشکیده از سرمای زمستان و گرمای تابستان، هر صبح با امیدی به دنبال کاری روزمزدی میگردند که شاید بتواند یک نان ساده برای فرزندانشان تأمین کند. اما واقعیت تلخ این است که درآمد روزانهای که با زحمت فراوان به دست میآورند، گاهی از هزینه رفتوآمدشان به محل کار هم کمتر است.
به گزارش شفقنا افغانستان؛ این تصویر، تنها بخشی از فاجعهای انسانی است که ۸۸ درصد خانوادههای زنسرپرست در افغانستان را درگیر کرده. فروپاشی زیستی که ریشه در ترکیبی مرگبار از سیاستهای محدودکننده اشتغال زنان، تورم دو رقمی، ناامنی غذایی ساختاری و بیتفاوتی جهانی دارد؛ فاجعهای که با نزدیک شدن ماه رمضان، با افزایش تقاضا برای مواد غذایی آن را از بحران به کابوسی روزافزون تبدیل کرده است.
سکوتِ گرسنه: زمستان سرد و بهار گرانتر
زمستان ۱۴۰۴ برای زنان خودسرپرست هرات، فصلی از بقا بود نه زندگی. بسیاری از آنان با فروش داراییهای خانگی، قرض گرفتن از همسایگان یا تحمل سرمای بیپناهی، روزهای سرد را سپری کردند. اما نگرانی اصلی اکنون، ورود به فصلی است که با آیینهای مذهبی همراه شده و هزینههای خانوادگی بهطور چشمگیری افزایش مییابد. «ما زمستان را با گرسنگی گذراندیم، اما رمضان را چگونه تحمل کنیم؟» میگوید یکی از این زنان که هویت او به دلیل محدودیتهای اجتماعی محفوظ مانده است. «قیمت گوشت دو برابر شده، برنج و روغن هم دیگر برای ما لوکس محسوب میشود. چگونه میتوانیم در روزهای گرم، بدون آب و نان، روزه بگیریم؟»

چرخه مرگبار: بیکاری، روزمزدی و درآمدی زیر خط فقر
در نبود دسترسی به مشاغل رسمی و محدودیتهای شدید حضور در فضای عمومی، تنها راه باقیمانده برای این زنان، کارهای روزمزدی در باغها، خانههای خصوصی یا کارخانههای دستی است. اما این کارها نهتنها فاقد امنیت شغلی و بیمه هستند بلکه درآمدی بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ افغانی در روز تولید میکنند؛ رقمی که حتی برای خرید یک کیلوگرم گوشت یا پرداخت اجارهبهای ماهانه کفایت نمیکند. بر اساس محاسبات محلی، هزینه رفتوآمد روزانه به محل کار برای بسیاری از این زنان به ۵۰ تا ۸۰ افغانی میرسد یعنی نیمی از درآمدشان صرف رسیدن به محل کار میشود.

آماری که فریاد میزند: گزارش سازمان ملل و واقعیت زمینی
برنامه توسعه سازمان ملل متحد (UNDP) در گزارش اخیر خود بر «شکنندگی فوقالعاده» وضعیت اقتصادی زنان افغانستان تأکید کرده و هشدار داده که محدودیت دسترسی به منابع مالی و بازار کار، نهتنها فقر را تشدید کرده بلکه چرخهای از وابستگی اقتصادی و آسیبپذیری را تثبیت نموده است. دادههای این سازمان نشان میدهد ۷۵ درصد جمعیت افغانستان با ناامنی غذایی مواجهاند، اما این رقم برای خانوادههای زنسرپرست به ۸۸ درصد میرسد یعنی تقریباً ۹ خانواده از هر ۱۰ خانوادهای که زن، نانآور اصلی آنهاست قادر به تأمین حداقل نیازهای زیستی خود نیستند.
فروپاشی اجتماعی در سایه محرومیت زنان
این بحران صرفاً یک مسئله فردی نیست؛ حذف زنان از چرخه اقتصادی، ساختار اجتماعی هرات و سایر ولایتها را دگرگون کرده است. خانوادههایی که پیش از سال ۱۴۰۰ با درآمد دوگانه (مرد و زن) زندگی میکردند، اکنون با از دست دادن نیمی از منبع درآمد، بهسرعت به سمت فقر مطلق سقوط کردهاند. این فروپاشی، پیامدهای چندبعدی دارد: افزایش ترک تحصیل کودکان، گسترش کار کودک، تشدید خشونت خانگی به دلیل استرس اقتصادی و در مواردی اجبار به ازدواجهای اجباری یا چندهمسری برای بقا.
این در حالیست که بحران زنان خودسرپرست هرات نمایانگر شکست سیستماتیک سیاستهای اقتصادی-اجتماعی است که زنان را نه بهعنوان سرمایهای انسانی بلکه بهعنوان باری اقتصادی تلقی میکند؛ در حالی که حذف ۵۰ درصد نیروی کار مولد، اقتصاد ملی را به بنبست کشانده است. بدون بازگشت زنان به فضای کار مبتنی بر استانداردهای بینالمللی، هیچ برنامه کمکی موقتی نمیتواند از تبدیل این بحران به فاجعهای نسلی جلوگیری کند.
