شفقنا افغانستان-محمد فکری دورباش– در میانه ماه مبارک رمضان، زمانی که انتظار میرود سفرههای افطار رنگینتر و دلها مهربانتر باشد، خیابانهای کابل و دیگر شهرهای افغانستان همچنان صحنه رنج بیپایان زنان و کودکانی است که با دستان خالی و چهرههای تکیده، نه برای طلب ثواب بلکه برای سیر شدن یک وعده غذا، التماس میکنند؛ نیمه رمضان رسیده اما برای میلیونها خانواده افغان، گرسنگی هنوز پایان نیافته و فشار معیشت نهتنها کاهش نیافته، که با گذر روزها سنگینتر نیز شده است. مادرانی که روزگاری نانآور خانه بودند، اکنون به دلیل ممنوعیت کار و تحصیل توسط طالبان مجبورند همراه کودکان خردسال خود در سرمای غروبهای کابل بایستند و کودکانی که باید در مکتب مشقِ آینده کنند، امروز در میانه ماه رحمت، مشقِ گدایی میکنند.
به گزارش شفقنا افغانستان؛ در حالی که آمارها از ۱۷.۴ میلیون افغان در معرض گرسنگی حاد خبر میدهند و قیمت مواد غذایی اساسی در نیمه رمضان نه کاهش، که افزایش یافته است، پدیده گدایی زنان و کودکان دیگر یک استثنا نیست بلکه نشانهای هشداردهنده از فروپاشی ساختارهای اقتصادی، حذف سیستماتیک زنان از عرصه حیات اجتماعی و عمق فاجعهای انسانی است که اگر امروز فکری برای آن نشود، فردا دیر خواهد بود؛ گزارش پیشرو، روایتی مستند از نیمه رمضان در سایه فقر است؛ رمضانِ بینان، بیکار و بیآینده برای زنان و کودکان افغانستان.
خیابانهای کابل در نیمه رمضان؛ رنجی که پایان نمییابد
هماکنون و در میانه ماه روزهداری، چهارراهها، میدانها و ورودی مساجد کابل همچنان مملو از زنان و کودکانی است که با چهرههای رنجور و دستان خالی، از رهگذران درخواست کمک میکنند. بسیاری از این زنان که پیشتر در نهادهای دولتی یا خصوصی اشتغال داشتند، اکنون به دلیل ممنوعیت کار و تحصیل زنان توسط طالبان، بدون درآمد و ناچار به گدایی شدهاند. کودکان خردسال نیز اغلب همراه مادران یا بهتنهایی در خیابانها دیده میشوند؛ پدیدهای که نقض فاحش حقوق کودک و نشانهای از فروپاشی ساختارهای حمایت اجتماعی است.

تورم در میانه رمضان؛ سفرهها تهیتر از همیشه
بر اساس گزارشهای میدانی، افزایش قیمت مواد غذایی اساسی مانند روغن، برنج، آرد و گوشت در نیمه ماه رمضان، همراه با کاهش قدرت خرید خانوارها، فشار مضاعفی بر خانوادههای کمدرآمد وارد کرده است. محمد، یک فروشنده کابلی میگوید: «برخلاف سایر کشورهای مسلمان در افغانستان قیمتها در رمضان افزایش مییابد و مردم عادی توان خرید نیازهای اولیه را ندارند؛ حالا که به نیمه ماه رسیدیم، وضعیت حتی سختتر هم شده است.»

آمارهای هشداردهنده: ۱۷.۴ میلیون افغان در ناامنی غذایی
آمارهای رسمی برنامه جهانی غذا (WFP) حاکی از آن است که حدود ۱۷.۴ میلیون نفر، یعنی بیش از یکسوم جمعیت افغانستان، در سال ۲۰۲۶ با ناامنی غذایی شدید روبرو خواهند بود. کودکان، زنان باردار و مادران شیرده از آسیبپذیرترین گروهها هستند و بودجه ناکافی، ادامه برنامههای حیاتی تغذیهای را با خطر جدی مواجه کرده است.

واکنش طالبان: جمعآوری گدایان یا مدیریت بحران؟
دفتر معاونت اقتصادی طالبان اعلام کرده است که تاکنون بیش از ۷۴ هزار گدا از شهر کابل جمعآوری شدهاند که از این تعداد، حدود ۳۸ هزار نفر «گدای مستحق» و مابقی «گدای حرفهای» تشخیص داده شدهاند. با این حال، کمک ماهانه دو هزار افغانی به افراد مستحق در برابر تورم فزاینده و بیکاری گسترده، راهکاری ناکارآمد و کوتاهمدت ارزیابی میشود.
ریشههای ساختاری: چرا گدایی افزایش یافته است؟
کارشناسان اقتصادی تأکید میکنند که ریشه اصلی افزایش گدایی، نه در «حرفهای بودن» گدایان بلکه در فروپاشی اقتصادی، تحریمهای بینالمللی، خشکسالیهای پیدرپی و بهویژه محدودیتهای شغلی و تحصیلی علیه زنان است. قطبالدین یعقوبی، تحلیلگر اقتصادی میگوید: «بسیاری از مردم نانآور خانوادههای خود را از دست دادهاند و زمینه کار برای آنان فراهم نیست؛ این وضعیت باعث شده شمار زیادی از زنان و کودکان مجبور به گدایی شوند.»
کودکان گدا؛ نسل سوخته آینده افغانستان
وضعیت زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم بسیاری از زنان گدا، کودکان خردسال خود را نیز همراه میبرند یا حتی بهتنهایی به خیابان میفرستند. این کودکان نهتنها از حق تحصیل و بازی محروم میشوند بلکه در معرض سوءاستفاده، خشونت و آسیبهای روانی جدی قرار میگیرند. کارشناسان حقوق کودک هشدار میدهند که تداوم این روند، «نسل سوختهای» را تربیت میکند که فاقد مهارتهای پایه برای بازسازی کشور خواهد بود.
نیمه رمضان؛ همدلی یا آزمون بقا؟
در شرایطی که نیمه ماه رمضان سپری شده و انتظار میرفت کمکهای مردمی و نهادهای خیریه تا حدی از فشار معیشت خانوارها بکاهد، برای میلیونها خانواده افغان این ماه همچنان به آزمونی سخت برای بقا تبدیل شده است. بسیاری از آنان تنها با نان و آب افطار میکنند و رویای یک وعده غذای کامل را در سر میپرورانند. نهادهای خیریه و بینالمللی اگرچه تلاشهایی برای توزیع بستههای غذایی انجام دادهاند، اما گستردگی بحران، نیازمند مداخلهای فراتر از کمکهای مقطعی است.
این در حالیست که گدایی فزاینده زنان و کودکان در میانه رمضان، بازتاب مستقیم سیاستهای حذفگرایانه طالبان و فروپاشی ساختارهای اقتصادی است؛ تا زمانی که زنان از حق تحصیل و کار محروم باشند و برنامههای کلان اشتغالزایی و حمایت اجتماعی اجرا نشود، هیچ راهکار سطحی نمیتواند چرخه فقر و وابستگی را متوقف کند. تداوم این روند نهتنها بحران انسانی را عمیقتر میکند بلکه زمینهساز آسیبهای اجتماعی پایدار و نسلآیند در افغانستان خواهد شد.
