شفقنا افغانستان-حضرت آیت الله العظمی جوادی آملی می نویسد: حرمت کعبه، آنچنان مایه حرمت حَرَم شد که فقها سکونت در حرم را پروا میداشتند! زیرا هرگونه گناهی در آن، حتی زدن خدمتگزار را احتمال الحاد میدانند و در نتیجه، خطر تعذیب الهی را پیشبینی میکردند و به استناد تفسیری تطبیقگونه از امام صادق(ع) اقامت در مکه را کراهت داشتند و این، نه به معنای کراهت زندگی در آن مکان مقدس بلکه به معنای هراس از رعایت نکردن حقوق آن حَرَم والای الهی است.

به گزارش شفقنا، این مرجع تقلید در بخشی از مقاله خود با نام «گوشه ای از اسرار حج» که سال ۱۳۷۱ نگاشته شده و با توجه به نزدیکی موسم حج آن را بازخوانی کرده ایم، می نویسد: برای جای جای حرم و نیز مناسک حج و عمره، اسرار و رموزی است که جز برای زائران خاص که صاحبخانه را در مجالی گوناگون مشاهده مینمایند، مکشوف نخواهد بود.
او در این مقاله به سودمندی حج و هدف بودن یاد خدا در آن، محاذی بود کعبه با بیت معمور، مطرح بودن حج در دو هزار سال پیش از حضرت آدم و صیانت آیات الهی کعبه اشاره کرده است.
آیت الله جوادی آملی در مقاله خود آورده است: گرچه مقداری از اسرار حج و سیره حاجیان عارف و مُعْتَمران معروف به پیروی از پیامبران صالح و اولیای فالح که در سالف و آنف حج نهادهاند و اُسوه غابر و قادم بوده و هستند، در ثنایای رساله اسرار حج که به عربی نگارش یافت و به فارسی ترجمه و ویرایش شدْ آمد، لیکن تذکر برخی دیگر از رموز زیارتِ این بنایدیرپا و بیت پایدار و مهبط پیام پروردگار، سودمند خواهد بود.
- آیه (و للّه علی الناسِ حِجُّ البیتِ من استطاع إلیه سبیلاً و من کفر فإنّ اللّه غنی عن العالَمین) از جهات فراوان، جریان حج را مورد تأیید قرار داد؛ مانند: بیان وجوب آن با جمله اسمیه، تقدیم خبر بر مبتدا، ذکر حرف «لام» که نشانه اختصاص حق خداست، ذکر عموم مردم اولاً و خصوص توانمندان راه ثانیاً، تعبیر از تارِک حج به کافر در مقام عمل؛ نه در مرحله اعتقاد، بینیازی خداوند از تمام جهانیان؛ نه فقط از خصوص تارکان حج و…
- آیه (لیشهدوا منافع لهم و یذکروا اسم اللّه فی أیام معلومات علی ما رزقهم من بهیمه الأنعام) گذشته از شمول سود صوری و منفعت معنوی امّت اسلامی، یاد حق را هدف دانسته و مهمتر آنکه به جای نام قربانی، یاد خدا را ذکر فرمود تا روشن شود که هدف از «تضحیه»، همانا «تسمیه» خداست؛ نه صرف نَحرْ و ذبْح؛ یعنی به جای اینکه بفرماید: قربانی کنند، فرمود: خدا را به یاد آورند که آنها را از دامهای حلال مانند گوسفند روزی داد؛ به طوری که هم اصل قربانی به نام حق آغاز گردد و هم تمام نعمتهای دامی در تمام مدت زندگی برای همه انسانها به عنوان یاد خدا مطرح شود و منظور از «ایام معلومات»، همان زمان حج به ویژه دهه ذی حجّه است که جزء شهر حرام به شمار میآید و ماههای حرام چهارند که سه ماه آن سَرْد و متصل (ذیقعده، ذیحجه، محرم) و یک ماه آن (رجب) فرد و منفصل است.
- آیه (فیه ایات بیّنات مقام إبراهیم و مَن دخله کان امناً… ) برای مقام حضرت ابراهیم که جایگاه آن حضرت هنگام معماری کعبه بود، خصوصیتی قائل است؛ لذا از باب «ذکر خاص بعد از عام»، جریان آن را جداگانه بعد از یاد نشانههای دیگر، به عنوان عام نام میبرد؛ زیرا اثر دو پای مبارک آن حضرت در سنگ صَلْد و سخت به جا مانده و همان قسمت مخصوص صخره جامد که جای قدم مبارک بود، فرورفت؛ نه بیش از آن به طوری که هماکنون اثر به یاد ماندنی آن کاملاً مشهود است و در چهره نوار فلزی که بر لبه آن نصب است، جمله نورانی (…و لا یؤده حفظهما و هو العلی العظیم) ، با حسن انتخاب مسئولان حرم، حک شده است و راقم سطور، آن را دیده و عدّهای را نیز ارائه نمود.
- کعبه در زمین، محاذی بیت معمور آسمان میباشد که آن بیت، برابر عرش خداست و فرشته خاصی مأمور بنای بیت معمور شد تا فرشتگانی که مقام انسانیت را به خلافت نشناختهاند و تسبیح و تقدیس خویش را سند شایستگی خود برای خلیفه اللّهی یاد نمودهاند و با تنبیه خداوند به اوج مقام انسان کامل آگاه شده و بر پیشنهاد خویش رقم ندامت کشیده و بر استفهام خود قلم پشیمانی زدهاند، برگرد آن طواف کنند و با این عبادت، نقص کار خود را ترمیم نمایند.
ساختار ساختمان کعبه نیز به منظور طواف گرد آن، جهت ترمیم تمام قصورها و جبران همه تقصیرها، مخصوصاً غفلت از مقام انسانیت و سهو و نسیان یا عصیان در پیشگاه خلیفه اللهی انسان میباشد؛ لذا بهترین تنبّه برای طائفان غافل و حاجیان ذاهل، همانا تدارک جهل و جبران غفلت درباره خودشناسی و معرفت مقام شامخ انسان کامل و خلیفه عصر، حضرت بقیه اللّه ارواح من سواه فداه میباشد تا چون فرشتگان، طواف مقبول و سعی مشکور داشته باشند.
- زراره بن اَعْین از حضرت امام صادق(علیه السلام) پرسید: من چهل سال است که درباره حج، مسائلی را از شما میپرسم و شما فتوا میدهید؟! امام ششم فرمود: جریان حج، دو هزار سال قبل از آفرینش آدم هم مطرح بود و تو میخواهی مسائل آن در ظرف چهل سال به پایان برسد؟![۵] بحثهایی که پیرامون دو هزار سال، قابل طرح است و نیز مباحثی که راجع به آدمهای قبل از آدم و زندگی انسانهایی که نسل آنان منقرض شد، خارج از حوزه این پیشگفتار کوتاه است و فقط به جریان چهل سالْ پرسش و پاسخ اشاره میشود:
حضرت امام صادق(علیه السلام) سنه ۸۳ هجری به دنیا آمد و در سال ۱۱۴ به امامت رسید و در سنه ۱۴۸ رحلت فرمود و عمر مبارک آن حضرت ۶۵ سال بود و دوران پر افتخار امامت آن حضرت ۳۴ سال؛ بنابراین، منظور زراره از «چهل سال» یا اعم از دوران امامت و قبل از آن است، زیرا وجود مبارک آن حضرت قبل از امامت هم عالم به احکام دین بوده و در تحت زعامت حضرت امام باقر(علیه السلام) آگاه به مسائل بوده است و یا خصوص دوران ۳۴ ساله امامت آن حضرت بوده و تعبیر به چهل سال برای متعارف بودن آنکه کسر دههها را عرفاً محسوب نمیداند و رقم تقریبی آن را یاد مینماید.
- تفکر اسرائیلی همراه با رسوب تعصّب در صدر اسلام، توسط افرادی چون کعب الاَحبار، مانند سمّ واگیر منتشر میشد و عترت طاهرین(علیهمالسلام) که همتای قرآن کریماند، در کمال صلابت به طرد و قدح و ابطال آن همّت میگماردند.
زراره میگوید: من در کنار امام باقر(علیه السلام) در برابر کعبه نشسته بودم، آن حضرت فرمود: نگاه به کعبه عبادت است. عاصم بن عمر به آن حضرت(علیه السلام) گفت: کعب الاحبار میگفت: کعبه هر بامداد برای بیتالمقدس سجده میکند. امام باقر(علیه السلام) به او فرمود: تو درباره گفته کعب، چه میگویی؟ عاصم گفت: کعب درست گفت. امام باقر(علیه السلام) به او فرمود: تو دروغ گفتی و کعب الاحبار هم با تو دروغ گفت! زراره میگوید: آن حضرت غضبناک شد و من هرگز ندیده بودم که امام باقر(علیه السلام) غیر از عاصم بن عمر، کسی را چنین تکذیب کرده باشد.
آنگاه فرمود: خداوند هیچ سرزمینی را محبوبتر از کعبه خلق نکرد؛ سپس با دست، اشاره به کعبه نمود و فرمود: «و لا أکرم علی اللّه عزّوجلّ منها… » و نه گرامیتر از کعبه نزد خداوند.
- گرچه نگاه به کعبه، محمود و نظر به آن ممدوح و ناظر به آن مُثاب و مأجوراست، لیکن همان طوری که کلمه توحید به شرط ولایت، حصن اَمْن و دِژ نجات است، نگاه عارفانه به کعبه، هماهنگ با ولایت نیز مایه غفران گناه و پایه نیل به جاه و رهایی از اندوه دنیا و آخرت است؛ چنانکه امام صادق(علیه السلام) فرمود: «مَن نَظر إلی الکعبه بمعرفه فعرفَ حقّنا و حُرمتنا مثل الذی عرف من حقّها و حرمتها غفر اللّه ذنوبه و کفاه همّ الدنیا و الآخره». از این رهگذر، معنای حدیثی که درباره محبوبیت سرزمین مکه و تمام آنچه در فضای آن است، اعم از خاک، سنگ، درخت، کوه و آب روشن خواهد شد.
یعنی منطقه حرم که ادراک حق و حرمت آن آمیخته به عرفان حقّ ولایت و امتثال آثار وَلاست، محبوبترین چیزها خواهد بود و هیچ چیزی همتای محبوبیت آن نیست؛ زیرا قرآن همتای ثَقَل اصغر خود، همراه ولایت، محبوب و معروفِ محبان عارف ثَقَلین است و سرزمین وحی، مایه شکوفایی این احترامِ آمیخته با امتثال و این معرفتِ هماهنگ با عمل بوده و از این جهت، محبوبترین سرزمینها خواهد بود و شاهد اصل بحث، عدم قبول عبادت منکرین ولایت است.
- محدوده حَرَم به پاس حرمت کعبه از احترام ویژه برخوردار است که آثار آن در بسیاری از احکام فقهی ظهور دارد. سماعه بن مهران از امام صادق(علیه السلام) پرسید: مردی به من بدهکار بود و مدّتی غایب شد، بعداً وی را در حال طوافِ دور کعبه دیدم. آیا مال خود را از او بخواهم؟ امام ششم(علیه السلام) فرمود: نه، بر او سلام نکن و او را نترسان تا از حرم بیرون آید. بحث درباره حرام بودن مطالبه دَیْن از بدهکارِ پناهنده به حرم نیست، چنانکه از دروس مرحوم شهید نقل شده؛ زیرا در حدیث مزبور، قیدِ «التجاء به حرم» اخذ نشده؛ بلکه اطلاق آن شامل غیر حال پناهندگی هم میشود و اگر تقییدی باشد، باید آن را از دلیل دیگر استظهار کرد.
- گرچه حوادث سهمگین سیل و مانند آن، چند بار به محدوده کعبه آسیب رساند، لیکن آیات الهی آن، مانند حجر الاَسود، مقام ابراهیم و… هرگز از بین نرفت و هر بار با معجزهای، همچنان از گزند سوانح ناگوار مصون ماندهاند.
زراره از امام باقر(علیه السلام) پرسید: آیا شما حضرت حسین بن علی(علیه السلام) را ادراک کردهای؟ فرمود: آری، به یاد دارم که در خدمت آن حضرت در مسجد کنار کعبه بودم و مردم در باره مقام ابراهیم(علیه السلام) سخنهای گوناگون داشتند؛ بعضی میگفتند: مقام را سیل برد و برخی میگفتند: مقام در جای خود باقی است. امام حسین(علیه السلام) به من فرمود: مردم چه کردهاند؟ گفتم: میترسند سیلْ مقام را ببرد. فرمود: ندا کن خداوند مقام را آیت و علامت قرار داد، هرگز آن را نمیبرد، آرام باشید! (مردم آرام شدند). البته سیل مزبور، غیر از سیل سنه ۱۷ هجری است که به سیل «اُمّ نِهْشَل» معروف است و در عصر عُمَر رخ داد؛ زیرا در آن زمان، وجود مبارک امام حسین(علیه السلام) که در سال سوم هجری به دنیا آمد، بیش از چهارده سال نداشت و حضرت سجاد(علیه السلام) هنوز به دنیا نیامده بود؛ چه رسد به امام باقر(علیه السلام).
به هر تقدیر، ظهور اعجاز الهی در رخدادهای خطرخیز، ضامن صیانت آیات بیّنه حرم بوده و هست و سنّ شریف امام باقر(علیه السلام) طبق نقل صدوق«ره» در من لا یحضره الفقیه در واقعه کربلا چهار سال بود.
بنای کعبه در ادوار تاریخ از ارتفاع ۹ ذراع (۴/۵ متر) به ۱۸ ذراع (۹ متر) رسیده و در این حال، مسقّف شد؛ سپس در واقعه حجاج و ابن زبیر به ۲۷ ذراع (۱۳/۵ متر) بالغ شد تا به ارتفاع کنونی رسیده است؛ لیکن پایههای معنوی آن، چنانکه از امام صادق(علیه السلام) رسیده است، به هفتمین طبقه زمین (نهایت آن) و ارتفاع حقیقی آن به هفتمین طبقه سپهر (نهایت آن) خواهد بود.
- هر مؤثری در اثر خاص خویش تجلّی دارد و هر اثری، واجد مزایای ویژه مؤثر خود خواهد بود و آنچه درباره کلام متکلّم آمده است که: «المَرء مخبوءٌ تحت لسانه» و یا در باره کتاب کاتب آمده است که: «کتاب المرء معیار فضله… » و یا درباره فرستاده مرسِل آمده است که: «رسُولک میزان نُبْلِک… » همه اینها به عنوان تمثیل است؛ نه تعیین، و روح جامع همه آنها همان است که اثر، جلوه مؤثر است و مؤثر در اثر خویش نهفته است.
از این رهگذر، میتوان همه آثار خلیل(علیه السلام) و ذبیح(علیه السلام) را در مهندسی و معماری و بنایی کعبه جستوجو نمود و هر وصف ممتازی که در قرآن کریم یا زبان عترت طاهرین(علیهمالسلام) پیرامون شخصیت برجسته این دو پیامآور بزرگ وحی الهی آمده باشد، برای ترسیم خطوط چهره معنوی کعبه سند گویایی است؛ مثلاً اگر درباره حضرت ابراهیم(علیه السلام) آمده است که آن حضرت، یهودی یا نصرانی نبوده بلکه حنیف، میانهرو، مسلم و منقاد محض و از گزند هرگونه شرک معصوم بوده است، میتوان اوصاف اعتدال و توحید و انقیاد را هندسه کعبه دانست و همچنین هرکس به حضرت ابراهیم نزدیکتر و سزاوارتر بود، به پاسداری از کعبه و معماری صوری و معنوی آن اولی خواهد بود و آن گروه، غیر از پیروان راستین عصر آن حضرت، همانا پیامبر گرامی اسلام(صلّی الله علیه وآله وسلّم) و مؤمنان نابند که نه گرایش به یهودیت داشته و نه میل به ترسایی و نه منحرف از اعتدال عقیده و خُلق و عمل و نه مبتلا به شرک اعتقادی، اخلاقی و عملی میباشند.
- حرمت کعبه، آنچنان مایه حرمت حَرَم شد که فقها سکونت در حرم را پروا میداشتند! زیرا هرگونه گناهی در آن، حتی زدن خدمتگزار را احتمال الحاد میدانند و در نتیجه، خطر تعذیب الهی را پیشبینی میکردند و بر اساس ?…و مَن یُرد فیه بإلحادٍ بظلمٍ نذقه من عذاب ألیم? به استناد تفسیری که تطبیقگونه از امام صادق(علیه السلام) رسیده است، اقامت در مکه را کراهت داشتند و این، نه به معنای کراهت زندگی در آن مکان مقدس بلکه به معنای هراس از رعایت نکردن حقوق آن حَرَم والای الهی است.
گرچه در بعضی از نصوص دینی، اقامت یک سال را روا ندانسته و تحوّل و انتقال از آن پیشنهاد شده و دلیل آن طبق بعضی از نصوص دیگر، چنین آمد که اقامت در مکه، مایه قساوت دل میشود. سرّش ظاهراً این است که حقوق عظیم آن محدوده رعایت نمیشود و رفته رفته پایه سستْ عهدی و دلمردگی چیده خواهد شد. البته زائر مجاور که رعایت حقوق حرم فراموشش نشود، از فیض عظیمی برخوردار میگردد؛ زیرا اقامه در حرم بهتر از خروج از آن است.
- خضوع در ساحت قدس کعبه، اقتضا دارد که نه تنها از لحاظ سیرتْ کسی برتر از آن نباشد، چنانکه نیست، بلکه از لحاظ صورت نیز برتر از آن بنا نکند تا در آن بنای مرتفع قرار گیرد و کعبه زیر بنای وی واقع گردد؛ چنانکه از حضرت امام باقر(علیه السلام) رسیده است: «…لا ینبغی لأحدٍ أن یرفع بناءً فوق الکعبه».
برای جای جای حرم و نیز مناسک حج و عمره، اسرار و رموزی است که جز برای زائران خاص که صاحبخانه را در مجالی گوناگون مشاهده مینمایند، مکشوف نخواهد بود. به امید دیدار ربالبیت و شهود آیات آفاقی و انفسی آن و امتثال حج ابراهیمی و اعتمار ناب حسینی(علیه السلام) تفصیل بحث به مجال دیگر موکول میشود.
انتهای پیام
