شفقنا افغانستان-صبح است و همگی تلاش میکنند زودتر سوار تکسیها شوند و خودرا سر کار برسانند. مردان در این گیرودار مشکلی ندارند و میتوانند در هر موتری به سوی شهر بروند ولی زنان در چنین وضعیتی دچار مشکل هستند. زنی را میبینم که از این تکسی به آن تاکسی سرگردان است.

هیچ رانندهای حاضر نیست او را در بدل ۲۰ افغانی از کوته سنگی تا شهر ببرد. تکسیرانان به این زن میگویند برای رفتن به شهر یا ۴۰ افغانی بپردازد و یا چوکی موتر را که در آن دو نفر مینشیند ترک کند. این زن بین تکسیهای شهر سرگردان است و نمیداند چگونه مشکلش را حل کند.
این چشمدید، نمونهای از دشواریهای حمل و نقل شهری برای زنان در افغانستان است. زنان با دشواریهای زیادی به این دلیل روبرو هستند به هراندازه که وسایط نقلیه در شهر کابل، پایتخت بیشتر شده است، به هماناندازه مشکلات مردم افزایش یافته است.
ما در عصری زندگی میکنیم که استفاده موثر از وقت حرف اول را میزند. اما افزایش بیرویه جمعیت و نبود ظرفیتهای لازم در بخش حملونقل، هرروز زندگی در کابل را با معضلهای بیشتری روبهرو میکند. اکنون کابل آلودهتر، مزدحمتر و با توجه به رشد و گسترش بیرویه ساختوساز بدقوارهتر از همیشه شده است که سلامت شهروندان را تهدید و رشد و توسعه در بخشهای مختلف را با چالشهای روزافزونی روبهرو کرده است.
افزون بر مسایل عمومی، مشکلات و کاستیهای موجود در بخش حملونقل، زنان را بیشتر از طیفهای دیگر متأثر کرده است. آن گروه از زنانی که علاقهمند یا مجبور به کار و فعالیت در بیرون از خانهاند و مسئولیتهای اقتصادی سنگینی در نظام خانواده دارند، تجربههای تلخ و دشواری از عبور و مرور و استفاده از وسایط شهری دارند. یکی از چالشهایی که همواره دامنگیر زنان افغانستانی است، آزار و اذیتشدن در داخل موترهاست: چه ارادی (یعنی مردانی بهعمد آزارشان میدهند: چشمچرانی و نگاههای حریصانه، نزدیکشدن و لمسکردن تن زنان و حتی در مواردی، تعقیب آنان یا انداختن شمارههای تلفنشان در کیف و دامن زنان و دختران) یا غیرارادی (یعنی به علت فشردگی جمعیت سرنشین و استفاده غیراستاندارد از وسایط نقلیه کوچک و بزرگ، آنان بهسختی اذیت میشوند). بهطور نمونه، تعداد چوکیهای موجود در هروسیله، نشاندهندۀ ظرفیت آن است؛ اما اینجا بیشتر از ظرفیت موتر، سرنشین سوار میکنند.
از سوی دیگر، واقعیت آن است که فرهنگ ما فرهنگی زنستیز است و در فرهنگ مردسالار، مردان صاحب صلاحیتاند و نگاه به زن، تحقیرآمیز و ابزاری است. مشکلات زنان در حملونقل، افزون بر مشکلاتی است که هرروز در خانه و خیابان دامنگیر آنان است. این وضعیت فضاهای ملیبسها را به آزاردهندهترین فضاها برای زنان بدل کرده است.
بنابراین، مشکلات زنان در این بخش، هم بر میگردد به جامعه و فرهنگ، هم به خالیگاههای قانونی.
اکنون پرسش این است که چه باید کرد؟ بدیهی است که نمیتوان به این پرسش پاسخی قطعی داد. اگر قرار باشد که این معضلها حل شود، باید پیش از هرچیزی توسط نهادهای مسئول علتیابی و متناسب با آن، راههای حل جستجو شود.
به نظر میرسد که مسئولیتهای اصلی، بیشتر به چند نهاد مربوط است:
وزارت اطلاعات و فرهنگ
وزارت اطلاعات و فرهنگ در نهادینهکردن فرهنگ و اصلاح فرهنگ عمومی، نقش اساسی دارد. هرچند که تغییر ارزشی، الگویی و هنجاری و نهادینهسازی روشهای و الگوهای تازه زمانبر است؛ اما با توجه به وظایف و اهداف وزارت اطلاعات و فرهنگ، انتظار از آن این است که نقش مؤثری در بهبود امور در این بخش داشته باشد.
هر تغییری هنگامی ماندگار است که پیش از هرچیزی در فرهنگ رخ داده باشد و اصلاح فرهنگ و مدیریت امور فرهنگی نیز از وظایف وزارت فرهنگ و اطلاعات است که از طریق آموزش و پرورش، رسانهها و دانشگاهها آن را تعقیب کند.
این وزارت باید، افزون بر کارهای بنیادی یادشده، بودجهای را برای تبلیغات به نفع ارتقای جایگاه اجتماعی زنان و تغییر نگرش و الگویهای برخورد با آنان، در وسایط نقلیه شهری و رسانهها سرمایهگذاری کند.
وزارت امور زنان
بهصورت خاصتر، وزارت زنان ـچنانکه از نام آن پیداستـ، موظف است که به مشکلات زنان رسیدگی کند. این وزارت در ادامه یا همزمان با وزارت اطلاعات و فرهنگ میتواند نقش مؤثری از جمله در تهیه مسوده قانون حملونقل شهری داشته باشد.
استفاده از وسایط حملونقل شهری تابع هیچ قانونی نیست. رانندگان هرگونه که خواسته باشند از وسایط استفاده میکنند ـبهخصوص بیشتر از ظرفیت موترها سرنشین سوار میکنند. هیچ نظارتی توسط نهادهای مسئول بر کار آنان وجود ندارد.
قربانی اصلی چنین استفاده غیراستانداردی از وسایط کوچک و بزرگ حملونقل شهری، زناناند. چنین استفادهای سبب فشردگی بیش از حد جمعیت و از بین رفتن فاصلههای مناسب میان سرنشینان و در نتیجه، زمینهساز آزار (ارادی و غیرارادی) زنان میشود. وزارت زنان میتواند برای تسوید و تصویب قانون حملونقل از طریق شورای ملی برای حل این معضل بکوشد.
ریاست ترافیک
نهاد اصلی مسئول حملونقل شهری ریاست عمومی ترافیک است. ریاست عمومی ترافیک، به عنوان نهاد مستقیم مسئول ترافیک و مدیریت و نظارت بر سامانه حملونقل شهری است؛ اما کارکرد این ریاست هرگز متناسب با انتظارها از آن نبوده است. نابهسامانیها در بخش ترافیک و حملونقل چنان فراگیر و مردمآزار شده است که نیازی به تبیین ندارد. چنانکه گزارشها بارها حکایتگر فساد در ریاست ترافیک بوده است و وضعیت عمومی حملونقل و هرجومرج در این بخش نشان میدهد که این ریاست نتوانسته است به وظایف خود بهدرستی عمل کند. انتظار از این ریاست آن است که پس ارتقای دانش مدیریتی و بروزکردن آگاهیهای مسئولان خود زمینههای مرتبط با مدیریت ترافیک و تنظیم سامانه حملونقل عمومی و شهری، بهخصوص در اجرای قوانین و مقررات شفاف و جدی عمل کند و در صورت نبود قانون یا خلأ قانونی، آن را به مراجع قانونگذار ارجاع دهد و از جانب دیگر، بر عبور و مرور وسایط نظارت دقیق و همهجانبهای داشته باشد.
عدم نظارت بر تصدیهای ملیبس و دیگر وسایط مسافربری بینشهر و بیرونشهر و اجرانشدن قانون، اوج بیکفایتی و ناکارایی، این ریاست را به نمایش میگذارد.
وجود نارساییهای فرهنگی سبب ناهنجاریهای رفتاری میشود و مدیریت امور ارتباطات و حملونقل شهری، افزون بر اجرای قانون، بدون کار فرهنگی و تبلیغاتی مؤثر ناممکن است. حمل و نقل در برخورد نخست به سه بخشِ سختافزاری (کیفیت و استاندارد و وسایط نقلیه)، نرمافزاری (مدیریتی تنظیم زمانها و مقررات بهرهگیری از وسایط) و فرهنگی-رفتاری (قالبهای رفتاری مردم و استفادهکنندگان) تقسیم میشود اگر قرار باشد حملونقل بهبود یابد، باید در هرسه بخش تدابیر لازم اندیشیده شود. حملونقل کارآمد، کیفیت ارتباط را بالا میبرد و مدیریت زمان را برای شهروندان ممکن میکند و زمینه را برای بهرهوری بیشتر از فرصتها و امکانات فراهمتر میکند و از این رهگذر، ظرفیتهای بیشتری برای رشد و پیشرفت ایجاد میشود و کشور آسانتر به حرکت خود به سوی توسعه و آبادانی ادامه میدهد و این امر زمانی امکانپذیر خواهد بود که ارگانهای مسئول برای بهبود امور مربوط به حملونقل کشور ـدر اینجا حملونقل شهری و به نفع ارتقای جایگاه زنان و فراهمسازی زمینهها و فضاهایی مناسبتر برای حضور اجتماعی آنانـ هماهنگ، حرفهای و مؤثر عمل کنند.
نویسنده: نادره اختیاری
انتهای پیام
