شفقنا افغانستان- صلح دست نیافتنی در افغانستان پس از حادثه یازده سپتامبر- بخش اول
پیش از یازدهم سپتامبر، افغانستان یک کشور فراموش شده و ویران بود. برنده شدن در صلح و ملت سازی مستلزم حمایت بین المللی است.
صرف چند روز قبل از فاجعه یازدهم سپتامبر، چهارده سال پیش، افغانستان یک کشور منفور و فراموش شده در نظام بین المللی بود. افغانستان محاط به خشکه، میهن زیبای افغانها که زمانی «باغ آسیای مرکزی» بود، در آن زمان همسایگان متجاوز دورش را احاطه کرده بودند و از سال 1979 بدینسو به میدان نبرد جنگهای نیابتی تبدیل شده بود.
در واقع، افغانها با افتخار از کشورشان دفاع کردند؛ اما به دست قدرتهای خارجی، ضربه آخرین و ویرانگرترین جنگهای جنگ سرد را متحمل شدند. پس از آن که جنگ پایان یافت، آنها طبیعتا از ایالات متحده و کشورهای اسلامی متحدش، به شمول عربستان سعودی و پاکستان، انتظار داشتند در افغانستان پس از جنگ ثبات تامین کرده و آن را دوباره بسازد.
با این حال، آنگونه که مردم افغانستان ترس داشتند، ایالات متحده قبل از وقت افغانستان را به حال خودش واگذار کرد و به طور کامل از بازسازی و تامین ثبات در آن پس از جنگ سرد چشم پوشی کرد. خلای ناشی از آن در کشور به زودی توسط یک تعداد از بازیگران منطقهای، بهویژه پاکستان، پر شد که از ناسیونالیزم قومی-ایدیولوژیکی-مذهبی برای قطبی ساختن سیاست افغانستان برای بدست آوردن نفوذ کامل بر افغانستان استفاده کرد و در نتیجه به یکی از اهداف اصلی جیواستراتیژیکیاش در منطقه دست یافت.
پاکستان با ایجاد طالبان به عنوان یک نیروی نیابتی، تاحدود زیادی در رویکرد استراتیژیک شان موفقیت بدست آوردند؛ طالبانی که دولت در حال تضعیف پس از جنگ سرد در افغانستان را کاملا نابود کرد و در ماه سپتامبر 1996 حکومت به رهبری مجاهدین را از کابل بیرون راند. در عین زمان، طالبان به القاعده پناه داد و از اسامه بن لادن، رهبر آن، به عنوان مهمان افتخاری، در برابر خواست ایالات متحده که القاعده سفارتخانههایش را در کینیا و تانزانیا در سال 1998 بمباردمان کرد، محافظت کرد.
علاوه برآن، طالبان مانع کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر در داخل و خارج از افغانستان نشد. آنها نه تنها از درآمد قاچاق مواد مخدر برای تامین مالی حملات تروریستی شان در سرتاسر افغانستان استفاده کردند؛ بلکه توجیه کردند که مواد مخدر ابزار موثری برای کشتن «کافران» در غرب است. در مجموع، آنها افغانستان را به سرزمین بی صاحب تقلیل دادند؛ سرزمینی که شبکههای تروریستی و جنایی فراملی آزادانه پرسه میزدند و اغلب از این کشور به عنوان پناهگاه امن عملیاتی استفاده کردند و از آن جا اهداف سخت در امریکا و در سراسر جهان را هدف قرار دادند.
در بامداد یازدهم سپتامبر 2001، ایالات متحده شاهد پیامدهای رها کردن پیش از وقت افغانستان در یک دهه پیش بود. القاعده و طالبان تراژیدی یازدهم سپتامبر را در افغانستانی طرح کردند که از آن چشم پوشی شده بود و دولت نداشت. شوک، هرج و مرج و ضرر انسانی و مادیای که ایالات متحده در یازدهم سپتامبر متحمل شد، این کشور را وادار کرد تا دوباره درافغانستان درگیر شود، به سرعت طالبان را سرنگون کند و به استبداد آن پایان بدهد؛ طالبانی که احساسات انسانی را از مردم افغانستان گرفته بود، سایتهای میراثهای فرهنگی آنها از جمله تندیسهای بودا، را نابودند کردند و سرانجام آنها را از دیگر کشورهای جهان منزوی ساخت.
پس از مداخله بین المللی، بعد از حادثه یازدهم سپتامبر در افغانستان، جورج دبلیو بوش، رییس جمهور پیشین ایالات متحده، پلان مارشال را برای افغانستان وعده داد. رییس جمهور بوش در 17 ماه اپریل 2002، در یک سخنرانی در انستیتوت نظامی ویرجینیا، جایی که جنرال جورج مارشال یک قرن پیش آموزش دیده بود، پلان مارشال را «فانوسی برای روشن کردن راه خواند که ما نیز باید دنبال کنیم». او گفت که افغانها قبلا احساس میکردند به حال خودشان واگذار شده اند، از جمله توسط ایالات متحده در پایان جنگ افغانستان علیه شورویها در دهه 1980، و گفت: «نمیخواهیم این اشتباه را تکرار کنیم».
متاسفانه، با آن که وعده یک پلان مارشال برای بازسازی افغانستان تحقق نیافت، حتا انتظارات افغانها را بالا برد و بیش از 5 میلیون پناهنده افغان را تشویق کرد قبل از وقت از خارج به کشور برگردند.
بانگاهی به گذشته، حکومت بوش به سختی میخواست یک پلان مارشال را در افغانستان تطبیق کند، چون آنها قبلا برنامهریزی برای تهاجم به عراق در سال 2013 را آغاز کرده بودند که پس از این تهاجم بسیاری منابع امریکایی که برای تامین آینده افغانستان نیاز بود، به تدریج کاهش یافت.
در یکی از جلسات استماعیه کانگرس امریکا، در ماه دسامبر 2007، ادمیرال مایک مولن، رییس پیشین ستاد ارتش ایالات متحده گفت که جنگ در افغانستان یک عملیات «اقتصاد نیرو» بود؛ برچسب نظامیای که برای ماموریتی به کار میرود که اهمیت ثانوی داشته باشد. وی افزود: «واضح است که مسئله، مسئله منابع و ظرفیت است. در افغانستان، آنچه را که انجام داده میتوانیم انجام میدهیم. در عراق، کاری را میکنیم که باید بکنیم». این گفته سرنوشتساز با افسر ارشد امریکایی نتیجهای را تصدیق کرد که برخی از بازیگران دولتی منطقهای به آن دست یافته بودند که ایالات متحده مسلما به قیمت روندهای دولت سازی و بازسازی افغانستان مصروف عراق خواهد شد. این امر به طور موثر آنها را تشویق کرد تا طالبان را دوباره بازسازی کرده و عملیاتی بسازند و دستآوردهای افغانستان را که به سرعت به دست آمده اند، خنثا سازند.
منبع: فارین پالیسی
ترجمه: حمید مهدوی- اطلاعات روز
انتهای پیام

