شفقنا افغانستان-«دیوید هرست» روزنامه نگار بریتانیایی است که پیش از این به خاطر افشاگری درباره روابط سیاسی عربستان جنجال ساز شده بود. او در یادداشتی که وبسایت «میدل ایست آی» منتشر کرده است به تغییرات بنیادین در کاخ پادشاهی سعودی و پیامدهای ضمنی آن پرداخته است.
سرویس ترجمه شفقنا محتوای این یادداشت را بدون رد یا تایید آن به حضور مخاطبان محترم تقدیم می کند:
کودتا در قصر به سرانجام رسیده است. «سلمان» پادشاه جدید، در حکمی بلند و بالا، میراث «عبدالله» برادر ناتنی خود را پاره پاره کرد و پادشاهی عربستان را در مسیر یک بازآرایی منطقه ای مهم قرار داد. ایجاد روابط حسنه با ترکیه و قطر، بازگشت به نقش سنتی عربستان سعودی در جایگاه میانجی بین فتح و حماس، و یک تغییر کیفی در حمایتی که ریاضی از فرماندهان نظامی مصر صورت داده است، همگی محتمل هستند.
کسی که تار عنکبوت را فوت می کند، سراغ عنکبوت هم می رود. شاهزاده «بندر بن سلطان» از آخرین جایگاه خود به عنوان رییس شورای امنیت ملی خلع شده است. می توان حس کرد که این واقعا به معنی پایان خط برای بندر است، و منطقه هم به همین ترتیب ثبات بسیار بیشتری خواهد یافت.
دو پسر عبدالله، یعنی شاهزاده «مشعل بن عبدالله» فرماندار مکه، و شاهزاده «ترکی» که بر ریاض پایتخت سعودی حکم می راند، از کار برکنار شده اند. تنها پسر عبدالله که در مصدر قدرت باقی مانده است شاهزاده «متعب» است که منصب ریاست گارد ملی را دارد. جایی برای عشق و عاشقی در این خانواده باقی نمانده است.
محافظه کار و لیبرال
«سعد الشطری» روحانی محافظه کار که هوادار تفکیک جنسیتی در اماکن تحصیلات عالیه است، مشاور شخصی «سلمان» شده است. اما توازن در مقابل او با وزیر اطلاع رسانی جدیدی ایجاد شده است که رییس سابق شبکه خبری العربیه بوده است، یعنی «عادل الطریفی» که یک لیبرال جوان است.
دو مرد دیگری که قرار است اداره ی امور کشور را در دست بگیرند، «محمد بن نایف» ولیعهد است و «محمد» فرزند سلمان که اکنون سه منصب دولتی دارد: وزیر دفاع، دبیر کل دربار پادشاهی، و رییس شورایی جدیدالتاسیس به نام «شورای امور اقتصادی و توسعه». «عبدالعزیز» پسر دیگر سلمان، قائم مقام وزیر نفت است. حالا نسل دوم سفت و سخت در تصرف طایفه ی «سدیری» است.
سلمان سلطنت خود را با جلب محبت مردمان کشورش آغاز کرد، یعنی همان کاری که ملک عبدالله در اولین ماه های بهار عربی به دنبال انجامش بود. همه ی کارمندان دولتی به میزان دو ماه اضافه حقوق دریافت خواهند کرد، به علاوه ی دو ماه اضافه حقوق بازنشستگی برای کارمندان بازنشسته. همچنین دانشجویانی که کمک هزینه ی دولتی دریافت می کنند و کسانی که از خدمات تامین اجتماعی بهره مند هستند به میزان دو ماه هزینه ی فوق برنامه دریافت خواهند کرد. این لایحه 30 میلیارد دلار خرج بر می دارد.
درست چند هفته پس از آنکه ریاض خبر داده بود به خاطر افت قیمت نفت مجبور خواهد شد هزینه های همگانی را کاهش دهد، این پادشاه تازه بر تخت نشسته در توییتر خود نوشت: «مردم عزیز: لیاقت شما بیش از این است و هر کار هم که بکنم قادر نخواهم بود آنچه لیاقتتان است به شما بدهم.» توییت سلمان 250هزار بار بازنشر شد.
پایان جدایی از قطر و ترکیه
ملک «سلمان» را مشتاقانه ستوده اند. همه ی کسانی که مخالف ملک عبدالله بودند حالا مشغول ستایش سلمان هستند. ناظران آگاه سعودی خاطرنشان می کنند ملک عبدالله در سالهای آخر عمر خود جزمی و کوته فکر شده بود. سلمان برای آنها به مثابه بازگشتی به میانه روی ملک «فهد» است.
پادشاه جدید بر استمرار تاکید کرد، اما هفت روز نخستین حکمرانی او نشانگر هر چیزی به جز استمرار بوده است. و تغییر جهت [در مسیر سیاست سعودی] پیش از هر کجا در خارج از عربستان حس خواهد شد. در دنیایی که در آن روابط شخصی همپای سیاست پیش می رود، مهم است که یادمان باشد دوستان «سلمان» و «بن نایف» چه کسانی هستند.
ملک سلمان نزدیکی خود با «شیخ تمیم بن حمد» امیر قطر را حفظ کرده است، بدین ترتیب تهدید قطر به محاصره از سوی عربستان سعودی در سال گذشته، یا تهدید به اخراج قطر از شورای همکاری خلیج [فارس]، هم اکنون خاطره ای ناخوشایند به نظر می آید. به طور مشابه، منابع من به من گفته اند که، «بن نایف» با مسئولان ارشد ترکیه روابط نزدیکی دارد.
شکاف بین ترکیه و عربستان سعودی که پس از خیزش های عربی سال 2011 حادث شد، سلمان را رنج خواهد داد، نه فقط بدین خاطر که این دو قدرت منطقه ای به منظور بازداری نفوذ گسترش یافته ی ایران در عراق، یمن، لبنان، و سوریه، به یکدیگر نیاز دارند، بلکه دلایل شخصی نیز در این میان دخیل است. این احتمال وجود دارد که او این شکاف را ترمیم کند.
به علاوه، اکنون زمان انتقام از دشمنان شخصی «بن نایف» نیز فرا رسیده است. وزیر امور داخله هنوز آن گفتگوی دو ساعته ای که 12 سال پیش «محمد بن زاید» نایب السطلنه ی ابوظبی با «ریچارد هاس» داشت از یاد نبرده است. شاهزاده ی اماراتی زمانی که درباره ی پدر «بن نایف» که آن موقع وزیر داخله بود سخن می گفت، اظهار داشت که تئوری داروین مبنی بر نشأت انسان از نسل میمون ها درست است.
تصفیه حساب با «بن زاید»
«بن نایف» پسر، حساب های جدیدتری هم دارد که با حاکم ابوظبی صاف کند. «ارم نیوز» که مثل هر خروجی خبری دیگر اماراتی در کنترل دربار پادشاهی است، انتصاب «بن نایف» به عنوان ولیعهد را به پرسش گرفت. این عامل خبری امارات متحده عربی با بیان این مطلب که سلمان از مشاوره با «شورای بیعت» سرباز زده است، خاطرنشان کرد: «مکانیزم انتخاب محمد بن نایف از میان نوه های متعدد و برجسته، توجه ناظران را برانگیخته است.»
این یک اعلان خبری اتفاقی نبود. «یوسف الحسینی» هم که یک مجری خبری مصری است، به محض اینکه بیماری عبدالله علنی شد، نکته ی مشابهی را آزمود. آنطور که وبسایت «اسرار عرب» گزارش داده است، این بخشی از کمپینی بود که طراحی آن را «خالد التویجری» رازدار برکنارشده ی عبدالله برعهده داشت، و هدف از آن، آماده کردن شاهزاده «متعب» برای جایگاه ولیعهدی بود. این وبسایت سلسله ی افرادی را که از طریق آن متن خبر مجری مصری دیکته شده بود نام برده است، که یک سر آن دربار پادشاهی سعودی و سر دیگر آن «عباس کامل» مسئول دفتر «سیسی» است، همان کسی که صدایش را مخفیانه ضبط کرده اند که خواستار حذف «باسم یوسف» طنزنویس از صفحه تلویزیون شده بود.
زمان تویجری، بندر، و بن زاید، سر آمد. پادشاه پیش از آنکه چالشی جدی در مسیر سلمان پدید آید از دنیا رفت. و حالا، دست کم دو تن از این سه مرد، دیگر به تاریخ پیوسته اند. مشتاقانه خواهیم دید که بر سر سومی چه خواهد آمد. این زنجیره ی غذایی دسیسه آمیز بین ریاض و قاهره احتمالا شکسته خواهد شد.
سیسی شاید چک سفید امضا را از دست بدهد
تغییراتی که در کاخ سلطنتی سعودی رخ داده است همین الان هم در حال نشان دادن اثرات خود است. «بن زاید» از حضور در مراسم تدفین عبدالله اجتناب کرد، همانطور که «عبدالفتاح السیسی» رییس جمهور مصر چنین کرد. و درست زمانی که «سیسی» نیاز دوباره ای به تزریق پول از سعودی پیدا کرده است، مصر بیش از هر زمان دیگر بی ثبات است، که عامل آن عملیات نظامی تمام عیار در صحرای «سینا» و اعتراضات گسترده در سراسر کشور است که گویا قرار نیست فرو بنشیند. پوند مصر در پایین ترین حد از ارزش خود است. گزینه های پیش روی «سیسی» به نظر محدود می آید.
برای ارتش مصر زمان خوبی نیست که حامی مالی اصلی خود در ریاض را از دست بدهد، اما در حال حاضر این یک احتمال جدی است. حتی اگر «بن نایف» تصمیم به ادامه جریان کمک های مالی بگیرد – و همیشه بین وعده های مالی، و پول واقعی دریافتی تفاوت وجود داشت – حال چه بسا معامله با توقعات جدیدی روبرو شود.
سیاست اعلام اخوان المسلمین به عنوان یک سازمان تروریستی نیز چه بسا در معرض تغییر باشد. سلمان شخصا شیخ «راشد الغنوشی» رهبر النهضة را برای عرض تسلیت درگذشت پادشاه به حضور پذیرفت. او ارشدترین چهره ی اسلام گرایی بود که در عربستان سعودی مورد استقبال قرار گرفت. حذف «سلیمان ابا الخلیل» وزیر اوقاف و امور اسلامی، که از مخالفان اصلی اخوان المسلمین بود، نشانه ی دیگری است مبنی بر اینکه سیاست [مبارزه با اخوان] ممکن است تغییر کند.
حتی اگر این اتفاق رخ ندهد، پیامد زلزله ی اخیر در عربستان سعودی، با خشنودی کامل مسئولان ارشد وزارت امور خارجه بریتانیا روبرو خواهد شد، که جلوی تصمیم «دیوید کمرون» برای آغاز تفحص در اخوان المسلمین در بریتانیا را گرفتند، تصمیمی که تحت فشار سعودی ها و اماراتی ها اتخاذ شده بود.
تا پیش از آنکه سلمان بر تخت بنشیند، این تفحص که «سر جان جنکینز» مدیریت آن را بر عهده داشت، یک شرمساری سیاسی از آب درآمده بود. نتیجه ی این تفحص غیر قابل انتشار بوده است، چرا که به نتیجه ی «اشتباه» ختم شده است، و اخوان المسلمین را از هرگونه دخالت در تروریسم در مصر مبرا تلقی کرده است. حال رؤسای جدید ریاض شاید حتی از چنین نتیجه ای استقبال کنند.
منبع: میدل ایست آی
ترجمه: شفقنا
www.shafaqna.com
