شفقناافغانستان – حفیظ الله رجبی: قصه مذاکرات و صلح افغانستان به یک طنز بزرگ موقعیت یا به قول انگلیسی ها irony of situation شباهت دارد: از یک طرف علی جنابان تشنه قدرت مدام به این کشور و آن کشور سفر کرده اجماع منطقه ای را فریاد می زنند و از سوی دیگر حتی نیمه نگاهی به وضعیت مردم خویش ندارند.
امروز افغانستان در سایه شوم مدیریت و حاکمیت این عالی جنابان مدعی خرد و تدبیر اما تهی از شجاعت و اعتماد به نفس، بیش از پیش قربانی بازی قدرت خارجی هاست.
خارجی جماعت از هر جنسی که باشد زمانی شرایط را کام خویش می بیند که تفرقه و نفاق در یک کشور حاکم باشد، اصلا خود همین خارجی ها تفرقه و نفاق را ایجاد می کنند تا به مراد خویش برسند.
صلح افغانستان هم امروز شده وسیله دعوای غنی و عبدالله: این نکته از همان اول هم هویدا بود.
وقتی غنی و عبدالله مثل گذشته در نتیجه انتخابات به مشکل خوردند، ریاست شورای عالی مصالحه آنقدر دهان پرکن بود که یک رقیب را قانع کند به تقسیم قدرت راضی شود.
در پشت پرده مذاکرات صلح، قدرت نهفته است که اگر نبود بن بست انتخابات هنوز ادامه داشت.
این پروسه صلح، صلح نخواهد آورد چون نسخه آن را امریکایی ها پیچیده اند و نسخه امریکایی به گواه تاریخ هیچگاه برای ملت های مسلمان شفا بخش نبوده اند، البته منظور من حاکمان فاسد و مهره نیست، هدف ملت های مسلمان است.
از سویی هم در این پروسه صلح تا اینجای کار «حقوق زنان، حقوق اقلیت ها، بی جا شدگان داخلی و مهاجرین افغانستانی در کشورهای همسایه ای چون ایران و پاکستان و اروپا» مد نظر قرار نگرفته و یک کتله عظیمی از جمعیت افغانستان در صلح سهمی ندارند.
از طرف دیگر چرا هیچ کس روی تعهد سفت و محکم از طالبان تمرکز نمی کند، طالبان اگر با یک تعهد سف و محکم مهار نشوند همانی خواهند کرد که در گذشته انجام دادند چون طالب مهره است و دست خودش نیست!
