شفقنا افغانستان- در حالی که با گذشت بیش از چهار سال از سقوط جمهوری اسلامی افغانستان و بازگشت طالبان به قدرت، صدها خبرنگار افغان که سالها قلم خود را در راه دفاع از آزادی بیان، گزارشگری از جنایات جنگی و آوازهدهی به احقاق حق به کار گرفتهاند، امروز در شکافهای حقوقی کشورهای میزبان بهویژه ایران و پاکستان به سر میبرند. آنها نهتنها در معرض بازگشت اجباری به کابل زندانیشدهاند بلکه در شرایطی از بلاتکلیفی مطلق، فشار روانی بیپایان و تهدید مستمر امنیتی قرار دارند که نزدیک به سکوت جمعی جامعهٔ بینالمللی تبدیل به یک بحران انسانی-رسانهای پنهان شده است.
به گزارش شفقنا افغانستان؛ برخلاف تصویری که گاه در رسانههای غربی از «مهاجرت موفق» خبرنگاران رسم میشود، زمینهٔ واقعی پشت مرزهای ایران و پاکستان، داستانهایی از بازداشتهای نامنظم، تعلیق ویزاهای اقامت، کاهش حمایت نهادی و تبعیض سیستماتیک را روایت میکند. بسیاری از این خبرنگاران اکنون در «حالت انتظار ابدی» گیر کردهاند، جایی که نه میتوانند بازمیگردند و نه میتوانند بمانند.
سه سال در تاریکی انتظار: سرعت بوروکراسی در مقابل تهدیدات طالبان
بر اساس گزارشهای مستقل و مصاحبههای مستقیم با خبرنگاران در این دو کشور، بیش از ۱۵۰ خبرنگار و خانوادههایشان هماکنون در ایران و پاکستان در وضعیت معلق به سر میبرند. افرادی که برخی بیش از ۴۸ ماه است که در انتظار پاسخی به پروندههای پناهندگی یا ویزای انساندوستانه هستند. برخلاف تعهدات اولیه کشورهای ثالث از جمله فرانسه و چند کشور اروپایی، روند پردازش پروندهها در ۱۸ ماه گذشته بهطور چشمگیری کند شده است.
یکی از عوامل تعیینکننده در این کندی، تغییر موازنهٔ امنیتی در منطقه بوده است. در ایران، اوج تنشهای اخیر میان تهران و تلآویو منجر به تعلیق موقت برنامههای مهاجرتی برای شهروندان افغان شد؛ در پاکستان نیز افزایش فشارهای داخلی بر امنیت ملی، خروج افغانها حتی با وضعیت پناهجو را به یک اولویت سیاسی تبدیل کرده است.
اما بیحرکتی بیشتر از سوی جامعهٔ بینالمللی رخ داده است. نیکولا ایچ، نمایندهٔ اتحادیهٔ ملی خبرنگاران فرانسه (SNJ) در جریان تجمع اعتراضی خبرنگاران افغان در پاریس اعتراف کرد:
«تاکنون حدود ۲۲۵ خبرنگار و خانوادهشان به امنیت در فرانسه منتقل شدهاند اما این روند در سالهای اخیر تنفس چشمگیری داشته است. ما هر روز ایمیل میزنیم اما پاسخ بیشتر سکوت است.»

تهدید مضاعف: نه جان، نه کارت ویزا
وضعیت خبرنگاران تبعیدی بهویژه زنان در این بحران بهمراتب وخیمتر است. مریم رضایی خبرنگار و فعال مدنی که درخواست پناهندگیاش پس از دو سال رد شده، میگوید:
«من امروز فقط یک رقم نیستم در آمار مهاجران. من یک زن تبعیدی هستم که بدون ویزا، بدون حقوق قانونی و بدون صدایی در دنیای رسانهای که سالها خدمت کردم زندگی میکنم. بسیاری مانند من برای بقا مجبور شدهاند کارهای غیرحرفهای، غیرقانونی و گاه خطرناک انجام دهند. در حالی که هنوز مورد پیگرد امنیتی طالبان قرار دارند.»
تهدیدات امنیتی علیه این خبرنگاران از سوی طالبان حتی در خارج از افغانستان دیگر افسانهای نیست. گزارشهای مستند حاکی از آن است که چندین خبرنگار در پاکستان پس از بازداشت محلی و فشارهای نامشخص بهصورت اجباری به افغانستان بازگردانده شدهاند. برخی از آنها همچنان در زندانهای طالبان به سر میبرند؛ برخی دیگر در سکوت در شهرهای کوچکی مانند مزارشریف یا هرات پنهان شدهاند زیر سایهٔ ترس از انتقام.
علیرضا سروری، خبرنگاری که در تهران زندگی میکند، میگوید:
«ما فقط از اخراج میترسیم ما از این میترسیم که پس از بازگشت چه اتفاقی برای خانوادهمان بیفتد. طالبان فقط ما را هدف قرار نمیدهند؛ آنها پروندههای قدیمی ما را احیا میکنند، مصاحبههایمان را دوباره بررسی میکنند و هر چیزی که روزی «جرم» محسوب نمیشد، امروز دلیلی برای شلاق یا زندان است.»

سلبهویت حرفهای: وقتی «خبرنگار واقعی» مهم نیست
یکی از تلخترین ابعاد این بحران، تبعیض سازمانی و سلیقهای در تخصیص کمکها بوده است. رضا اکبری، خبرنگاری با سابقهٔ 10 ساله در شبکههای بینالمللی، میگوید:
«در سالهای اول پس از سقوط کابل، نهادهای بینالمللی و برخی رسانهها با عجله عمل کردند. افرادی که حتی رزومهٔ رسانهای نداشتند بهعنوان «خبرنگار» انتخاب و تخلیه شدند. در مقابل افرادی که واقعاً زیر آتش گزارش دادهاند امروز در لیستهای انتظار گم شدهاند. سؤال اینجاست: معیارِ نجات چیست؟ سابقهٔ حرفهای؟ یا دسترسی به شبکههای سیاسی؟»
این نگرانی توسط حامد عبیدی، رئیس سازمان حمایت از خبرنگاران افغانستان (AMSO) تأیید شده است:
«شاید افغانستان تنها کشوری باشد که خبرنگارش چهار سال منتظر ویزای بشردوستانه میماند. ما از نهادهای حقوق بشری و کشورهای دموکراتیک میخواهیم: لطفاً فراموش نکنید که این افراد شهروندان اولیهٔ جهانی حقوق بشر هستند نه فقط پناهجویانی که باید در لایههای بوروکراتیک فراموش شوند.»

واکنش اروپا: تعهدی که نفسگیر شده است
در برابر این تصویر تلخ، اروپا بهویژه فرانسه همچنان یکی از آخرین امیدها برای خبرنگاران افغان محسوب میشود. تجمع خبرنگاران در پاریس که با حضور اتحادیهٔ ملی فرانسه و سازمان AMSO برگزار شد، نخستین اعتراض گسترده در سطح بینالمللی برای حمایت مستقیم از خبرنگاران گیرمانده در منطقهٔ خاورمیانه بود. اما همانطور که یکی از خبرنگارانی که در کشوری همسایه به سر میبرد هشدار میدهد:
«تظاهرات خوب است اما آنها فقط یک صدای گذرا هستند مگر اینکه به تصمیم عملیاتی تبدیل شوند. ما نیاز به راهحل فوری داریم نه بیانیه.»
اتحادیهٔ ملی فرانسه در پاسخ اعلام کرده که برای تسریع روند صدور ویزا، گروه کاری ویژهای با مشارکت سفارتخانههای فرانسه در تهران و اسلامآباد تشکیل داده شده است. با این حال بدون تضمینهای سیاسی واضح و زمانبندی شفاف این گامها ممکن است دوباره در انتظار نامحدود گم شوند.
صدایی که باید بلند شود پیش از آنکه خاموش شود
بیسرنوشتی خبرنگاران افغان در ایران و پاکستان، دیگر فقط یک مسئلهٔ مهاجرتی نیست. این وضعیت، آزمونی برای اصالت تعهد جامعهٔ جهانی به آزادی بیان است. در دنیایی که «خبرنگار» را بهعنوان خط مقدم دموکراسی میشناسد، سکوت در برابر زوال حرفهای و انسانی این گروه خود نوعی سانسور است.
خبرنگارانی که امروز در اتاقهای کرایهای در کرج یا محلههای فقیرنشین اسلامآباد با قهوهای سرد و نگاه کردن به صفحهنمایشهای خالی کامپیوتر منتظر یک ایمیل تصمیمگیرنده هستند، ممکن است فردا دیگر نباشند. و وقتی آخرین صدای مستقل از افغانستان خاموش شود دیگر نهتنها یک کشور بلکه یک ملت سانسورشده را جهان خواهد دید.
